برکات و آثار قرآن کریم به روایت آیت الله بهجت

اگر چشم بصیرت داشتیم، سخن خدای متعال را که می‌فرماید: «ولو أنّ قرآنًا سیّرت به الجبال أو قطّعت به الأرض أو کلّم به الموتى» قدر می‌دانستیم، ولی ما هم‌چنان نشسته‌ایم و هوای نفس بر ما غالب گشته که این کرامات و معجزات قرآن را مانند دور و تسلسل محال می‌دانیم!

آیت الله بهجت ره

آقایی را بنده دیده بودم که به برکات چند آیه قرآن، هر میوه‌ای را که می‌خواست هر چند در غیر آن فصل حاضر می‌ساخت. بالاترین انعام الهی و هدیه آسمانی و غیبی، همین قرآن است، اما چگونه باید با آن رفتار کنیم تا بتوانیم از آن بهره‌مند شویم.

در احوالات پدر مرحوم شیخ جعفر شوشتری رحمةالله‌علیه آورده‌اند که پسر نابینایی را نزد ایشان آوردند، ایشان هم دست روی چشم بچه گذاشتند و مشغول خواندن سوره حمد شدند، مقداری که خوانده بودند، بچه گفته بود بابا، از میان انگشتان آقا می‌بینم؛ و وقتی که حمد تمام شده بود، همه‌ جا و همه‌ چیز را کاملاً دیده بود.

عده‌ای از افراد سطحی‌نگر در محضر علامه ملاخلیل قزوینی رحمةالله‌علیه بودند، گفتند قضیه‌ حضرت داوود علیه‌السلام که خداوند در قرآن می‌فرماید : «وألنّا له‌الحدید» آهن را برای او نرم نمودیم، این بوده که خداوند نحوه‌ ساختن کوره‌ آهنگری و ذوب آهن را به حضرت داوود علیه‌السلام الهام نمود تا او آهن را در کوره‌ آتش بگذارد تا ملایم و انعطاف‌پذیر باشد.

مرحوم قزوینی فرمود: او که پیغمبر خدا بود و شما بعید می‌دانید که آهن در دست او نرم و به اختیار او باشد؛ این‌که چیزی نیست، از بنده هم که پیغمبر نیستم، این ‌کار ساخته است. سپس یک مجمعه یا سینی از مس را که در برابرش بود با دو انگشت مثل قیچی از وسط دو نیم کرد و فرمود: این‌گونه خداوند متعال آهن را در دست حضرت داوود علیه‌السلام نرم و ملایم نموده بود!

یکی دیگر از پیامدهای گناه این است که بنده پیوسته مرتکب گناه و معصیت می شود تا جایی که انجام آن در قلب او آسان و سبک می آید و این خود نشانه هلاک است؛ زیرا هر اندازه گناه در نظر بنده کوچک آید نزد خداوند متعال سنگین و بزرگ می باشد

آثار شوم ارتکاب معاصی

اگر جلوی خود را در ارتکاب معاصی نگیریم، حالمان به انکار و تکذیب و استهزاء آیات الهی قرآن می‌رسد. ‌هادی، مصلح و مأمن و پناهگاه ما قرآن و عدیل آن عترت هستند، ولی ما در فکر مأمن نیستیم و با این‌که در حال نزول هستیم، قاصد صعودیم و از خود راضی و گرفتار معاصی و کوچک‌شمردن آن‌ها و عدم استغفار از آن‌ها هستیم!

گناه
افتخار به گناه

یکی دیگر از آثار گناه این است که قبح و زشتی گناه از قلب گناهکار کنده می شود و گناه برای او به عنوان عادت در می آید . از اینکه مردم او را در حین ارتکاب گناه ببینند و یا او را سرزنش کنند نها ینکه متأثر نمی شود بلکه تمام لذت خود را در آن می بیند و به معصیت و گناه خود افتخار می ورزد و اگر گناه چنین کسانی نزد بعضی مجهول مانده باشد با فخر به بیان جنایات خود می پردازند و می گویند: به فلانی! چنین و چنان کرده ام و ... چنین کسانی مورد عفو پروردگار قرار نمی گیرند و باب توبه بر روی آنان بسته خواهد شد، همانطور که پیامبر صلی الله علیه وآله می فرماید:

«کُلّ اُمَّتی مُعافیً اِلّا المُجاهِرینَ و إنَّ مِنَ الإجهار: اَن یَعمَلَ الرُجُلُ بِاللَّیل عملاً ، ثُمَّ یُصبِحُ وَ قَد سَتَرهُ اللهَ تَعالی فَیقُولُ: عَمِلتُ الباارِحَة کذا و کذا وَ قَد باتَ یَستُرهُ رَبُّهُ وَ یُصبِحَ یَکشِفُ سِترَ الله عَنهُ»

«هر کدام از امتانم مورد عفو خداوند قرار می گیرند سوای کسانی که آشکارا و جهری اقدام به گناه می نمایند. گناه آشکار این است که مردی در شب کاری انجام داده باشد در حالی که خداوند او را مستور و پوشیده نماید. بامدادان بگوید دیشب فلان و فلان گناه را انجام دادم یعنی کسانی که خداوند شب آنان را می پوشاند ولی آنان سحرگاهان و در روز خود را افشا می کنند و تظاهر به گناه می کنند»

 

خوار و پستی گناهکار در پیشگاه خداوند

از جمله پیامدهای دیگر گناهان این است که گناه و معصیت سبب پستی و خواری بنده نزد خداوند و سقوط در نظر او است. همانطور که خداوند متعال می فرماید:

«وَمَن یُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ» حج/18  «هر که را خدا خوارش کند ، او را گرامی دارنده ای نیست»

و اگر مردم در ظاهر به خاطر نیازمندی یا ترس از شرّ ، آنان را احترام و گرامی می دارند در قلبشان آنان کوچکترین و پست ترین موجود می باشند.

برنامه‌ قرآن، آخرین برنامه‌ انسان‌سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمی‌کنیم. اهل تسنن و ما «قرآن و عترت» را آن‌گونه که باید، نشناختیم و قدر ندانستیم

کوچک شمردن گناه و معصیت

یکی دیگر از پیامدهای گناه این است که بنده پیوسته مرتکب گناه و معصیت می شود تا جایی که انجام آن در قلب او آسان و سبک می آید و این خود نشانه هلاک است؛ زیرا هر اندازه گناه در نظر بنده کوچک آید نزد خداوند متعال سنگین و بزرگ می باشد.

 

کتاب پیغمبرساز

قرآن کریم کتابی است که پیغمبرساز است، زیرا پیغمبران دوگونه‌اند؛ قسم اول: پیامبرانی هستند که از جانب خداوند به پیامبری تعیین شده‌اند، قسم دوم پیغمبرانی کمالی، که در اثر ایمان و عمل به دستورات قرآن، به کمالات پیامبری نایل می‌گردند.

بنابراین، قرآن پیغمبرانی کمالی تربیت می‌کند و پیغمبرساز است. البته اگر انسان اهلیت داشته باشد، در و دیوار هم به اذن خدا معلم او خواهند بود، وگرنه هیچ سخنی در او اثر نخواهد کرد. چنان‌که سخنان پیغمبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در ابوجهل اثر نکرد و شاگردان قرآن و پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بعد از رحلت آن‌حضرت چه فتنه‌ها که به‌پا نکردند.

خدا می‌داند قرآن برای اهل ایمان، مخصوصاً اگر اهل علم باشند، چه معجزه‌ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید. برنامه‌ قرآن، آخرین برنامه‌ انسان‌سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمی‌کنیم. اهل تسنن و ما «قرآن و عترت» را آن‌گونه که باید، نشناختیم و قدر ندانستیم.

روزه فرصتی تکرار نشدنی

خداوند بر روی زمین بستری برای آدمی فراهم نموده تا به واسطه آن کمال و پیشرفت برای وی حاصل گردد و در این بین آنچه حائز اهمیت است توجه به این بستر و زمینه ها و از دست ندادن آنهاست.

روزه فرصتی تکرار نشدنی

ماه مبارک رمضان و روزه داری در آن یکی از این فرصتها است. خدا را خدا را در نظر بگیرید در باره ماه رمضان، که روزه آن سپرى از آتش است. (أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم /641 )  روزه نیز همچون سایر عبادات دارای آداب مخصوص خویش است و درجاتی برای آن مدنظر است و افراد بسته به نوع توجه و اهتمام خویش به روزه داری در این درجات قرار می گیرند. و قرار گرفتن افراد در این جایگاهها نیز نشان از توجه آنان به برنامه ریزی و اولویت بندی کارهایشان دارد. و این در حالی است که برخی و به طور خاص در فصل گرما بسیاری از برکات این روزها غافل گشته و به کمترین بهره از آن بسنده می کنند.

 

درجات روزه و چگونگی دست یافتن بدان

از برای روزه سه درجه است. روزه عوام، روزه خواص و روزه خواص خواص. روزه عوام عبارت است از اینکه در روزها شکم و فرج خود را از مقتضای شهوات آنها محافظت نمایی. مصداق افراد در این باب می توان به افرادی اشاره کرد که در روزهای ماه مبارک علی الخصوص در روزها بلند تابستان وقت و زمان خویش را در چند حالت بیشتر سپری نمی کنند (البته لازم به تذکر است که افراد شاغل خارج از این بحث ‌اند که البته در ادامه در باب آنان نیز سخن خواهیم گفت): یا در خواب‌اند، یا در حال تماشای فیلم و تلوزیون و یا هر کار دیگری که گذر وقت و زمان را نشان ندهد و انسان را سرگرم کرده تا گرسنگی و تشنگی کمتر احساس شود و این یعنی از دست دادن فرصت. بهره ای که این گروه از روزه میبرند چیزی نیست جز ادای امر واجب و اختلاص از عذاب و این یعنی به کمترین راضی شدن و از دست دادن نصیب و بهره از دنیا.

حال که در اسلام به غنیمت شمردن فرصت های خیر توصیه شده چگونه است که روزه دار فرصت خیری چون ایام ماه رمضان را غنیمت نشمرده و توجهی به استفاده بهینه از آن ندارد در حالیکه خود به خوبی می داند وقتی خواب روزه دار چنین اجری دارد از اجر و ثواب طاعت و عبادت حق تعالی چه می توان گفت!!!

این گروه که خود به کمترین راضی هستند از مقوله بحث و توصیه و راهکار خارج اند چرا که همین قدر که همت کرده و ادای واجب می کنند بسی جای شکر دارد. اما روزه خواص عبارت است از محافظت چشم و گوش و سایر جوارح از گناه و روزه خواص خواص عبارت است از آنچه مذکور شد با محافظت دل از افکاری غیر از یاد خدا  حال برای رسید به درجه خواص و خواص خواص نیاز است انسان کمر همت را بسته و نهایت استفاده را از فرصت  روزه و روزه داری برد چراکه در میان مجاهدت ها روزه جایگاه مخصوصی دارد و خدای متعال فرموده روزه برای من است و جزای آن لقای من است.( مقالات/ استاد محمد شجاعی / ج2/ 127)

زمان
فرصت را غنیمت شمار

همانگونه که در بالا ذکر کردیم روزه فرصتی است که در اختیار انسان قرار داده شده تا بدین وسیله به خدای خویش نزدکتر گردد و زمان بندی و برنامه ریزی در باب استفاده بهینه بردن ازین فرصت از اوجب واجبات است. در اسلام روایات فراوانی در این باب وجود دارد. پیامبر «صلی الله علیه و آله» فرموده اند: کسى که در نیکى و خیرى بر او گشوده شود، باید آن را غنیمت شمارد، چه نمى‏داند که چه وقت بر روى او بسته خواهد شد. (الحیاة / ترجمه احمد آرام/ ج‏1 /566)

امام علی علیه السلام درباب از دست دادن فرصت فرموده است: و فرصت (وقت مناسب) مانند ابر گذرنده مى‏گذرد، پس فرصتهاى نیکو را از دست ندهید. از دست دادن فرصت (اقدام ننمودن بکار در وقت مناسب باعث) غمّ و اندوه است. (ترجمه و شرح نهج البلاغة / ج‏6 /  1141/1096 ) و  فرمود: ترس با زیان و شرم با محرومیت با هم پیوسته‏اند، و فرصت مى‏گذرد مانند گذشتن ابر، پس دریابید فرصتهاى خیر را.( جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت / 364 )

حال که در اسلام به غنیمت شمردن فرصت های خیر توصیه شده چگونه است که روزه دار فرصت خیری چون ایام ماه رمضان را غنیمت نشمرده و توجهی به استفاده بهینه از آن ندارد در حالیکه خود به خوبی می داند وقتی خواب روزه دار چنین اجری دارد از اجر و ثواب طاعت و عبادت حق تعالی چه می توان گفت!!!

« فراموش نکن بهره‏ات را از دنیا» و اینجاست که آدمی بهره اش را از دنیا فراموش می کند، بهره ای که در آخرت به ثمر می نشیند و با فرصت ها به دست می آید، فرصت هایی چون ماه مبارک رمضان و عمیق کردن ارتباط با خدای خود، نه انس گرفتن با خواب و سریال و ...

 

لزوم برنامه ریزی امور در جهت اغتنام فرصت

امام علی علیه السلام، فرمود: مۆمن باید شبانه روز خود را به سه قسم تقسیم کند، زمانى براى نیایش و عبادت پروردگار، و زمانى براى تأمین هزینه زندگى، و زمانى براى واداشتن نفس به لذّت‏هایى که حلال و مایه زیبایى است. خردمند را نشاید جز آن که در پى سه چیز حرکت کند: کسب حلال براى تأمین زندگى، یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذّت‏هاى حلال.( نهج البلاغة / ترجمه دشتى/ حکمت 390) این سخن حضرت را ملاک عمل خویش قراردهیم و به طور اخص در باب ماه مبارک نیز این برنامه را پیاده کنیم بدین صورت که افرادی که شاغل هستند و بیشتر زمان خویش را در محل کار سپری می کنند نیز نباید از دو مورد دیگر یعنی عبادت پروردگار و لذت های حلال غافل شوند و همینطور افرادی که در منزل به سر می برند و زمان بیشتری در اختیار دارند می توانند از این زمان بهترین استفاده برند ولی متأسفانه عده ای با ضعف حاصل از روزه داری آنچه در انزوا قرار میگیرد عبادت خدا و آنچه حاکم است تلوزیون و سرگرمی هایی از این قبیل می باشد و بعد از افطار نیز حال که ضعف از بین رفته و انسان توان عبادت دارد با شب نشینی ها و مهمانی های افطار فرصت عبادت و یاد خدا در دل شب نیز در  انزوا قرار می گیرد و اینجاست که سخن حضرت علی علیه السلام نیز مظلوم واقع می شود که فرمودند: دیروزت از دست رفته، و فردایت مشکوک است، و امروزت مغتنم؛ پس در بهره‏بردارى از فرصت ممکن شتاب کن، و از اطمینان کردن به روزگار بپرهیز! (الحیاة / ترجمه احمد آرام   / ج‏1  / 568 ) 

و فرمودند: « فراموش نکن بهره‏ات را از دنیا» (جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت/ 363 ) و اینجاست که آدمی بهره اش را از دنیا فراموش می کند، بهره ای که در آخرت به ثمر می نشیند و با فرصت ها به دست می آید، فرصت هایی چون ماه مبارک رمضان و  عمیق کردن ارتباط با خدای خود، نه انس گرفتن با خواب و سریال و ... 

 

مده فرصت‏ از دست گربایدت‏

که گوى سعادت ز میدان برى‏

که فرصت‏ عزیز است چون فوت شد

بسى دست حسرت به دندان گزى‏

مریم پناهنده                  

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منابع:

1)     معراج السعادة/ مرحوم نراقی

2)     مقالات/ استاد محمد شجاعی / ج2

3)     ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن  /  ج‏1

4)       الحیاة / ترجمه احمد آرام   / ج‏1  

5)     نهج البلاغة / ترجمه دشتى  

6)     ترجمه و شرح نهج البلاغة (فیض الإسلام)  /  ج‏6  

7)     جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت

8)     أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم

سه عامل امید آفرین در قرآن

اگر ایمان و تلاش هاى انسان در مسیر ایمان، زمینه ساز امید است، باز بودن باب توبه، پذیرفته شدن شفاعت اولیاى خدا، و گستردگى رحمت خدا، یک رشته عواملى است که بذر امید را در مراحل بعد در قلوب انسان مى پاشند، یعنى پس از ایمان و تلاش، باید این عوامل را که قرآن به آنها اشاره مى کند عوامل درجه دوم براى ایجاد رجا و امید در قلوب دانست. اینک بیان آنها:

 

1. مغفرت گسترده خدا

نخستین عامل آفریننده امید در قلوب افراد با ایمان، پس از تلاش هاى شایسته، همان اعتقاد به رحمت گسترده خداوند است، خدایى که رحمت او بر خشم او مقدم مى باشد.[1]

قرآن در مواردى بر این معنى، تصریح کرده و مى فرماید:

قُلْ یا عِبادىَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّاللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ.[2]

«بگو به آن بندگانم که در ارتکاب گناه زیاده روى کرده اند از رحمت خدا مأیوس نباشند، خداوند همه ى گناهان را مى بخشد او بخشاینده و مهربان است. »

و در آیه دیگر مى فرماید:

...وَإِنَّ رَبَّک لَذُو مَغْفِرَة لِلنّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ....[3]

«پروردگار تو به مردم در حالى که ستمکار و گناهکارند، داراى بخشایندگى است .»

فرشتگان حامل عرش و آنها که دور آن هستند با ستایش خدا، او را تسبیح مى گویند هم خود به خدا ایمان دارند و هم درباره افراد با ایمان طلب آمرزش مى کنند و مى گویند پروردگارا! رحمت و علم بى نهایت تو، همه جا را فرا گرفته است

این گونه آیات به خصوص آیه دوم، مربوط به آن نوع بخشایندگى است که گاهى بدون توبه شامل حال بندگان مى گردد، و اگر مقصود آن نوع از بخشایندگى بود که از طریق توبه عاید انسان مى گردد لفظ "على ظلمهم" درحالى که گنه کارند لزومى نداشت. گذشته از این، لحن آیه نخست، به گونه اى است که نمى توان آن را بر خصوص حالت توبه حمل کرد زیرا لحن آیه از یک رحمت وسیع و مغفرت گسترده حکایت مى کند و مى خواهد در دل بندگان بدور افتاده ، نور امید و بارقه رجا را روشن سازد.

2. استغفار فرشتگان

از عوامل امید آفرین، طلب آمرزش فرشتگان است زیرا حاملان عرش و آنها که پیرامون آن هستند در حق افراد با ایمان طلب آمرزش مى کنند آنجا که مى فرماید:

الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرشَ وَمنْ حَولَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُۆْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وََسِعَتْ کلَّ شَىء رَحْمَةً وَعِلماً....[4]

«فرشتگان حامل عرش و آنها که دور آن هستند با ستایش خدا، او را تسبیح مى گویند هم خود به خدا ایمان دارند و هم درباره افراد با ایمان طلب آمرزش مى کنند و مى گویند پروردگارا! رحمت و علم بى نهایت تو، همه جا را فرا گرفته است .»

نخستین عامل آفریننده امید در قلوب افراد با ایمان، پس از تلاش هاى شایسته، همان اعتقاد به رحمت گسترده خدا است، خدایى که رحمت او بر خشم او مقدم مى باشد

3. شفاعت اولیاى الهى

سومین عامل رجا و امید، شفاعت اولیا خداوند است که قرآن از آن درباره رسول گرامى به عنوان «مقام محمود» نام مى برد و مى فرماید:

وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَک عَسى أَنْ یَبْعَثَک رَبُّک مَقاماً مَحْمُوداً.[5]

«بخشى از شب را با انجام نمازهاى نافله، بیدار و متهجد باش، شاید خدایت تو را به مقام بس پسندیده برگزیند .»

در آیه دیگر یادآور مى شود که شفاعت خدا پیامبر را تا آن حد مى پذیرد که او را راضى سازد آنجا که مى فرماید:

وَلَسَوفَ یُعْطِیک رَبُّک فَتَرْضى.[6]

«خداى تو آن اندازه به تو مى دهد و در سایه شفاعت تو گنهکاران امت را مى بخشد که تو راضى شوى .»

آیا آیه نخست که درباره لطف گسترده خدا سخن مى گوید بیشتر امید آفرین است، یا آیه اخیر که مربوط به شفاعت پیامبر است ؟ 

احادیث خاندان رسالت حاکى است که آیه مربوط به شفاعت بیش از آیه نخست، رجا آفرین مى باشد. هر چند که دیگران خلاف آن را برگزیده اند ، ولى از امیرمۆمنان حدیثى نیز نقل شده است که قول نخست را تأیید مى کند.[7]

در پایان یادآور مى‌شویم که با بودن یک چنین وسایل رحمت و عوامل امیدآفرین نباید خود را فریب داد و به امید این عوامل از انجام وظایف خوددارى کرد. همان طور که امیرمۆمنان علیه السلام مى‌فرماید: عارف به مقامات خدایى، کسى است که مردم را از رحمت خدا مأیوس نسازد و آنان را از بازتاب گناهان مطمئن ننماید.[8]

 

پی نوشت ها :

[1] . یا من سبقت رحمته غضبه.

[2] . زمر/53.

[3] . رعد/6.

[4] . غافر/7.

[5] . اسراء/79.

[6] . ضحى/5.

[7] . به مجمع البیان، ج4، ص 503، ط صیدا. وبه احیاء العلوم، ج4، ص 167 مراجعه بفرمائید.

[8] . انما العالم الذى لایقنط الناس من رحمة اللّه و لایۆمنهم من مکر اللّه کافى، ج1، ص 36.

فضیلت و کاربردهای سوره حمد

قرآن كریم به عنوان كتاب آسمانى در لایه‌هاى مختلف زندگى مردم ایران حضور دارد. این حضور پر نور، چنان تأثیرى در فرهنگ عامیانه مردم گذاشته است كه در بسیارى از مثل‌ها، كنایه‌ها، شعرها، دعاها، سوگندها، نفرین‌ها و… خواسته یا ناخواسته به كار مى رود.

قرآن کریم

كمتر كسى را مى توان پیدا كرد كه تعبیر«فاتحه كسى راخواندن» یا «به هیچ صراطى مستقیم نبودن» را نشندیده باشد.

شاید در كاربردهاى عامیانه گوینده سخن متوجه استفاده از این عبارت‌ها و تأثیرات قرآنى نباشد؛ولى به هر روى، بسیارى از ما در محاورات روزانه خود از این گونه تعبیرات عامیانه استفاده مى كنیم.

 

فضیلت و كاربردهاى سوره حمد:

سوره مباركه «حمد» كه با نام‌هاى؛ الحمد، الفاتحه، فاتحة الكتاب، سبع المثانى، امّ الكتاب و… خوانده مى شود از زیباترین و پرمحتواترین سوره‌هاى قرآنى است به گونه‌اى كه امام رضا(علیه السلام) فرموده‌اند: خیر و حكمتى كه در سوره حمد جمع آمده است. در جاى دیگر قرآن نیست 1 و پیامبر گرانقدر اسلام آن را برترین سوره كتاب خدا 2 و شریفترین گنج عرشی3 دانسته‌اند.

براى قرائت این سوره شریفه پاداش‌هاى فراوانى ذكر شده است كه دلالت بر عظمت این سوره مباركه دارد. از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است: هر كس سوره حمد را قرائت كند خداوند در خیر دنیا و آخرت را به رویش مى گشاید.4 و پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) قرائتش را برابر با قرائت یك سوم قرآن برشمرده‌اند. 5

نخستین: استفاده مردم از این سوره در نمازهاست. همانطور كه آگاهیم قرائت سوره حمد در قرائت نمازها واجب است و نمازگزاران حداقل روزى ده بار این سوره را قرائت مى كنند.

دومین: نوع استفاده مردم از سوره حمد، در قرائت آن براى اموات است. مرسوم است كه براى مردگان سوره حمد قرائت مى شود. منشأ این عمل روایاتى است كه درباره قرائت سوره حمد براى اموات و هدیه ثواب آن براى ایشان است.

جمله‌اى است كه معمولاً در مجالس ترحیم به همین صورت یا به صورت فاتحه مع الاخلاص و الصلوات و گاهى به صورت دعا:«رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات» به كار مى رود. این جمله را با صداى بلند بر زبان مى آورند تا حضّار سوره فاتحه و اخلاص بخوانند و صلوات بفرستند

سومین : گونه كاربرد سوره حمد در بین مردم، شفاجویى از این سوره است.بسیارى از مردم این سوره را براى شفاى از بیمارى قرائت مى كنند. اصطلاح «دم زدن» آب كه در آن پس از قرائت سوره حمد بر ظرف آب مى دمند و آن را به مریض مى خورانند، نیز از همین باب است. منشأ این عمل نیز روایاتى كه در باب شفاجویى از ایات قرآن بویژه سوره حمد وارد شده است.

سوره
سوره حمد در فرهنگ عامیانه:

تأثیرپذیرى فرهنگواره‌هاى ایرانى از یكمین سوره قرآن كریم به چند گونه است:

1. در پاره‌اى از این عبارت‌ها نام این سوره به صورت «حمد» یا «الحمد» آمده است كه یكى از نام‌هاى مشهورو پركاربرد این سوره مى باشد. نام این سوره بر اساس نخستین كلمه از ایه دوم این سوره است.

2. در گروهى دیگر از این فرهنگواره‌ها نام دیگر این سوره یعنى «فاتحه» یا «الفاتحه» مورد استفاده است. از آنجا كه قارى قرآن با گشایش كتاب با این سوره مواجه مى شود و در حقیقت گشاینده كتاب قرآن است «الفاتحه» و «فاتحة الكتاب» خوانده مى شود.

1. حمد و سوره را درست كردن

رسمى است قدیمى به معناى قرائت حمد و سوره را به طور صحیح یادگرفتن. منشأ پیدایش این رسم، حساسیت متدینان به صحّت نمازهاست. معمولاً متدینان كم سواد، حمد و سوره نماز خود را نزد فردى با سواد یا روحانى مى خوانند تا به درست خواندن و صحیح بودن نماز خود، اطمینان یابند. نمونه‌اى از كاربرد این تعبیر در فرهنگ مردم چنین است:

«الآن مسافران روى پشت بام مجاور، حمد و سوره‌شان را درست مى كنند».

2. الحمدلله

«الحمدلله رب العالمین» به معناى «خدا را شكر» معمولاً در پاسخ از احوالپرسى و در مقام تشكر از كسى كه احوالپرسى مى كند، گفته مى شود. گاهى اوقات نیز در شكرگزارى از خداوند گفته مى شود، مانند:

«باز الحمدلله، به سلامت آمدى، جاى شكرش باقى است».

3. صراط المستقیم

به معناى راه راست و مستقیم است.گاه به مجاز به معناى راستى و درستى مى اید، نیز به هر گونه راهى كه راست و مستقیم باشد گفته مى شود و گاهى در جواب پرسش از آدرس گفته مى شود:«صراط المستقیم».

بسیارى از مردم این سوره را براى شفاى از بیمارى قرائت مى كنند. اصطلاح «دم زدن» آب كه در آن پس از قرائت سوره حمد بر ظرف آب مى دمند و آن را به مریض مى خورانند، نیز از همین باب است. منشأ این عمل نیز روایاتى كه در باب شفاجویى از ایات قرآن بویژه سوره حمد وارد شده است

4. به هیچ صراطى مستقیم نبودن

به معناى اینكه شخص در هیچ كارى، استوارى و پایدارى نداشته و پس از مدتى آن را رها مى كند و در هیچ راهى و صراطى مستقیم نیست. این عبارت كنایه از در هیچ كارى ثابت نبودن و روش ثابتى نداشتن است.

5. فاتحه یا الفاتحه

این كلمه كه نام سوره اول قرآن نیز مى باشد به صورت‌هاى مختلفى كاربرد دارد.

الف ـ «دیروز به فاتحه فلانى رفتم» به معناى شركت در مجلس ترحیم و یادبود است.

ب ـ «براى اموات خود فاتحه خواندم»،به مجاز به این سوره و سوره اخلاص گفته مى شود و وقتى كلمه فاتحه گفته مى شود منظور هر دوى این سوره‌ها است.

د ـ كلمه‌اى كه در مجالس ترحیم براى اعلان خواندن سوره فاتحه توسط شخص وارد شونده در مجلس یا شخص دیگرى كه مجلس گردان و پخش كننده جزوات قرآنى است، گفته مى شود و معمولاً با كشیدگى صدا همراه است.

ترحیم

6. فاتحة مع الصلوات

جمله‌اى است كه معمولاً در مجالس ترحیم به همین صورت یا به صورت فاتحه مع الاخلاص و الصلوات و گاهى به صورت دعا:«رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات» به كار مى رود. این جمله را با صداى بلند بر زبان مى آورند تا حضّار سوره فاتحه و اخلاص بخوانند و صلوات بفرستند.

7. جابجا كنعبد جابجا كنستعین

به مفهوم هر سخن جایى و هر نكته مقامى دارد به كار مى رود و همچنین به معناى گاهى این و گاهى آن و هر كارى جاى خود دارد،استعمال مى شود.اصل این مثل از آنجاست كه از دانشمندى ظریف ـ به مزاح ـ پرسیدند: سبب چیست كه لفظ ایاك در ایه: «ایاك نعبد و ایاك نستعین» تكرار شده است در صورتى كه به رعایت ایجاز و اختصار ممكن بود گفته شود: «ایاك نعبد و نستعین». دانشمند جواب داد: براى این كه اگر «ایاك» تكرار نشده بود، معنى اش این بود كه عبادت و استعانت همیشه با هم باشد در صورتى كه بعضى جاها خدا را عبادت مى كنیم بدون قصد استعانت و بعضى اوقات از خدا استعانت مى كنیم كه به عبادت اشتغال نداریم و آنگاه بر سبیل ظرافت گفت:ایاك نعبد و ایاك نستعین؛یعنى جابجا كنعبد و جابجا كنستعین».

8. تا ولا الضالّین چیزى را قبول داشتن(قبول كردن)

كنایه‌اى است از پذیرش كامل و بدون شرط یك مطلب،به معناى این كه گوینده تمامى موضوع و مطلب مورد نظر را قبول دارد. گاهى در ابتداى گفتار گفته مى شود و از گوینده مطلب مى خواهند كه مطلب را ادامه ندهد، چون من تا ولاالضالینش را مى پذیرم. تشبیه به اینكه از ابتداى سوره حمد تا پایانش كه ولاالضالین باشد را قبول دارم. پس كنایه حاضر به معناى «به همه جزئیات موضوع گردن نهادن است».

فاتحه بى حمد براى كسى خواندن به معناى این است كه براى شخص مورد نظر اهمیتى قائل نمى شوند؛زیرا ماهیت فاتحه به سوره حمد آن است و اگر فاتحه بى الحمد باشد، معنایى ندارد. فاتحه بى الحمد خواندن براى بیان بى ارجى و بى حرمتى فرد مورد نظر گفته مى شود. مانند:او فكر مى كند تحویلش مى گیرند، نمى داند كه فاتحه بى الحمد برایش مى خوانند

9. مثل الحمد از برداشتن

هر گاه بخواهند درستى حفظ بودن مطلبى را به مخاطب گوشزد كنند و به او اطمینان دهند كه مطلب مورد نظر را به صورت كامل در حافظه دارند از این عبارت استفاده مى كنند. چون سوره الحمد را تمامى مسلمانان از بردارند و در بیان آن نیز دچار هیچ لكنت یا فراموشى نمى شوند.

10. فاتحه كسى (یا چیزى) را خواندن

به معناى از كسى یا چیزى صرف نظر كردن است. در محاورات عامیانه در صورتى به كار مى رود كه بخواهند مفهوم چیزى را نابود شده و از دست رفته و به اتمام رسیده را برسانند. تعبیرات «فاتحه اش را خواندم» و«باید فاتحه‌اش را خواند» به كار مى برند.

11. مثل الحمد توى دهن‌ها(یا سر زبان‌ها) افتادن

از آنجایى كه سوره حمد به صورت روزانه و بیش از سوره هاى دیگر قرآن بر سر زبان مسلمانان جارى مى شود، بیشتر توى دهن‌ها و سرزبان‌هاست. هر گاه فردى به نیكى بر سر زبان‌ها باشد و همه از او یاد كنند و اصطلاحاً«نُقل هر محفل و نُقل هر مجلسى باشد» مى گویند فلانى مثل الحمد توى دهن‌ها افتاده است. و نیز بخواهند شهرت خبرى یا شایعه شدن مطلبى را بیان دارند از این تعبیر استفاده مى كنند.

12. فاتحه بى حمد براى كسى خواندن

به معناى این است كه براى شخص مورد نظر اهمیتى قائل نمى شوند؛زیرا ماهیت فاتحه به سوره حمد آن است و اگر فاتحه بى الحمد باشد، معنایى ندارد. فاتحه بى الحمد خواندن براى بیان بى ارجى و بى حرمتى فرد مورد نظر گفته مى شود. مانند:«او فكر مى كند تحویلش مى گیرند، نمى داند كه فاتحه بى الحمد برایش مى خوانند».

 

پى نوشت ها:

1. علل الشرائع، صدوق،ج 1، ص 260.

2. مجمع البیان، طبرسى، ج 1، ص 48.

3. الامالى، صدوق، ص 241.

4. مستدرك الوسائل، نورى، ج 4، ص 330.

5. بحارالانوار، مجلسى،ج 89، ص 259.

دورنمایی از حقایق قرآن

دورنمایى از حقایق قرآن‏

آن مدرسه‏اى كه سفراى بزرگ الهى، یعنى پیامبران عظیم الشأن آسمانى، قبل از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله براى تربیت انسان، به مقتضاى فطرت و عقل و وجدان كه جزء مایه‏هاى ذاتى او است بنا كردند، رسول خدا صلى الله علیه و آله با ارائه قرآن از جانب حق، تكمیل كرد.

رهبر اسلام به وسیله آیات قرآن، مردم را به بهترین زندگى و برترین تمدن، و آراسته شدن به حقایق و معارف دعوت كرده ، و علاج افسردگى عقل آنان را در رجوع به قرآن مجید دانست، كه آیات قرآن مقوى‏ترین و پاك‏ترین غذا براى عقل است.

قرآن مجید به انسان حریّت و آزادى فكر بخشید، و بشر را از قید خرافات‏ و اوهام كه همچون زنجیر گران، آنان را از همه جهت بسته بود، و از رشد باز مى‏داشت نجات داد، و ایشان را از این بند مهلك خلاص نمود؛ تا روز به روز به رشد، ترقى، تعالى و تكامل خود بیفزایند و در مسیر قانون طبیعى سیرى به سوى كمال قرار گیرند.

قرآن آنچه به خیر انسان است تعلیم مى‏دهد و او را به آنچه براى او ضرر دارد آگاه مى‏نماید و اعلام مى‏دارد: اعمال خیر مایه شادكامى و بهبود و اصلاح جامعه و علت رسیدن به حق و فضیلت، و اعمال بد و ناپسند موجب بدبختى و تباهى و گرفتارى در دنیا و آخرت و هلاك ابدى است.

قرآن كریم مردم را در همه امور، از مادى و معنوى، به تفكر و تعقّل دعوت كرد و راه تقلید كور كورانه را، راه ضلالت و جاده شیاطین دانست، و در این زمینه مردم را به سیر در حقایق تشویق نمود، و رشد دادن عقل و اندیشه را بر آنان واجب كرد.

هرگاه آشوب‏ها و فتنه‏ها ضلالت و گمراهى‏ها چون شب تار به شما حمله‏ور شد، و زندگى شما را فراگرفت، بر شما باد به قرآن؛ زیرا شفیعى است كه شفاعتش را مى‏پذیرند، و گزارشگر بدكردارى‏هاست كه گفته او تصدیق مى‏شود

قرآن دروازه‏هاى دانش را به روى همگان گشود، و جهل و بى‏خبرى را مایه ذلت و بدبختى معرفى كرد، و تعلیم و تعلم را در رأس فرایض و واجبات قرار داد و فاصله بین فهمیده و نفهم را فاصله بین حق و باطل، نور و ظلمت و حیات و مرگ دانست!!

قرآن مجید درس استقلال و آزادى به انسان آموخت، و بر وى واجب دانست كه طوق بندگى دیگران را از گردن خود باز كند و جز در برابر حضرت رب و مالك حقیقى و وجود مستجمع جمیع صفات كمال سر فرود نیاورد.

قرآن مجید مجموعه اصول، حقایق و واقعیاتى است كه از جانب حضرت حق به بندگان ابلاغ شده و رعایت و دقت در آن اصول، به خصوص در مرحله عمل، به تمام مردم واجب گشته است.

قرآن تكیه بر شرافت نژادى، و حسب و نسب را، كه عامل ظلم و ستم و زور و قلدرى بود، الغا كرد و سپید را بر سیاه، عرب را بر عجم و عجم را بر عرب جز به تقوا امتیاز نداد.

قرآن در بین تمام افراد از هر نژاد و رنگ، به شرط ایمان، طرح برادرى و دوستى انداخت و همگى را دعوت به اتحاد و اتفاق كرد، و شریف را با وضیع و فقیر را با غنى یكى ساخت، و از آنان خواست كه در تمام زمنیه‏هاى فردى، خانوادگى، اجتماعى، اقتصادى و پیشتیبان و یار یكدیگر باشند.

قرآن دروازه‏هاى دانش را به روى همگان گشود، و جهل و بى‏خبرى را مایه ذلت و بدبختى معرفى كرد، و تعلیم و تعلم را در رأس فرایض و واجبات قرار داد و فاصله بین فهمیده و نفهم را فاصله بین حق و باطل، نور و ظلمت و حیات و مرگ دانست!!

در یكى از سخنرانى‏هاى مهم پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله چنین آمده است:

«هرگاه آشوب‏ها و فتنه‏ها ضلالت و گمراهى‏ها چون شب تار به شما حمله‏ور شد، و زندگى شما را فراگرفت، بر شما باد به قرآن؛ زیرا شفیعى است كه شفاعتش را مى‏پذیرند، و گزارشگر بدكردارى‏هاست كه گفته او تصدیق مى‏شود، آن كس كه قرآن را رهبر خویش سازد، او را به بهشت مى‏برد، و هر كه آن را پشت سر انداخته از عمل به آن سرباز زند، او را به دوزخ خواهد راند .

همانا قرآن، آن رهنمایى است كه به بهترین راه ره نماید، و آن كتابى است كه در آن تفصیل هر چیز و بیان هر واقعیّت و تحصیل مقاصد قرار دارد؛ قرآن جداكننده حق از باطل و برطرف كننده هر گونه اختلاف است، این كتاب شوخى و سرسرى نیست؛ ظاهرى دارد و باطنى، ظاهرش حكم و دستور است و باطنش علم و دانش، ظاهرش خرّم و زیباست و باطنش ژرف و دور از دسترس، اخترانى دارد و اخترانش هم اخترانى، شگفتى‏هایش شماره نشوند، و تازه‏هایش هرگز كهنه نگردند، و در آن است چراغ‏هاى هدایت، و فروزانگاه حكمت و دلیل بر معرفت براى كسى كه راه آن را بداند.

باید هر پیگردى دیده‏هاى خود را به همه سوى آن بچرخاند، و نظر تأمل را تا درك صفت آن برساند، هر كه را در معرض هلاكت است نجات بخشد و آزاد كند.» (كافى: 2/ 598، باب فضل القرآن، حدیث 2؛ وسائل الشیعه: 6/ 171، باب 3، حدیث 7657)

آخرالزمان از نگاه قرآن

قرآن

لزوم شناخت پایان تاریخ

مطالعه پایان تاریخ بشر و جهان بسیار مهم و اساسی است، زیرا از یك نظر سرنوشت شخص و نوع بشر را بیان می كند. كسانی كه درباره ماهیت و موقعیت خود در تردید هستند و درباره سرنوشت خویش دغدغه دارند و یا دغدغه نوع بشر آنان را به خود مشغول داشته است، می كوشند تا بدانند چه بر سر خودشان و آینده جهان و بشریت می آید.

بی گمان بر دانشمندان است كه با بررسی دقیق و تدبر در آیات قرآنی از یك سو و نیز یافته های علمی مختلف از سوی دیگر، به تطبیق تصویرسازی قرآن اقدام كنند و واقعیت های آخر زمانی را به شكل علمی برای مردم تبیین و تحلیل نمایند تا به این وسیله فرصت های تازه ای به بشر ببخشند و مسیر مشخص و معلوم زیستی برای او تعیین كنند.

با این همه این بدان نخواهد بود كه ما دست از قرائت صرف آیات برداریم؛ زیرا تلاوت آیات الهی بویژه آن هایی كه نسبت به سرنوشت شخصی و جمعی بشر و جهان، مطالبی را بیان داشته است می تواند در شیوه رفتاری انسان ها تأثیر سازنده و مثبتی به جا گذارد. هر چند كه این آیات و تصویر و فضاسازی آن همانند دیگر آیات تكوینی و تشریحی از ویژگی «اضلال بسیار و هدایت بسیار» برخوردار می باشد، ولی بی گمان پندی است برای صاحبان خرد و اولوالالباب و عبرتی برای كسانی كه می خواهند راه درست زندگی را بیابند و در مسیر كمالی گام بردارند.

آخر زمان به معنای واپسین دوران از دنیا است كه به قیامت می پیوندد. این بدان معناست كه دنیا دارای پایانی است و زمان آن به سر خواهد آمد و چیزی از دنیا بر جا نخواهد ماند

وحشت در آخر الزمان

بی گمان آخر الزمان به معنای پایان تاریخ جهانی است كه از آن به هستی مادی یاد می شود و شامل همه هفت آسمان و زمین می باشد. به این معنا كه آن چه در برابر ماست، مجموعه ای از هستی و بخشی از آن است كه روزی می بایست به پایان رسد؛ زیرا این مجموعه خود در زمانی قرار گرفته كه آغاز و انجامی دارد؛ هر چند كه فراتر از این مجموعه و در سایر بخش های هستی كه بیرون از دایره هستی مادی می باشد، حیات و زندگی به شكل دیگری ادامه داشته و خواهد داشت. كاربرد آخر الزمان در آیات و روایات به روشنی این معنا را تبیین می كند كه آن چه ما از آن به دنیا در برابر آخرت و جهانی دیگر یاد می كنیم، روزی به سرانجام می رسد و پایان می یابد و زمان و زمین یعنی ماده و هر آن چه از لوازم آن است در هم پیچیده می شود و اثری به این شكل از آن باقی و برجا نخواهند ماند.

در آیات قرآنی از این تغییر و تحول، به تبدل یاد شده و خداوند به صراحت می فرماید: یوم تبدل الارض غیرالارض و السماوات و برزوالله الواحد القهار؛آن روز كه زمین به زمینی جز این بدل شود و آسمانها به آسمانی دیگر، و همه در پیشگاه خدای واحد قهار حاضر آیند.(ابراهیم آیه 48)

عذاب

آخر الزمان به معنای واپسین دوران از دنیا است كه به قیامت می پیوندد. این بدان معناست كه دنیا دارای پایانی است و زمان آن به سر خواهد آمد و چیزی از دنیا بر جا نخواهد ماند.

آیات قرآنی چندی به مسائل و حقایقی كه در روزهای واپسین دنیا برای زمین و آسمان ها رخ می دهد، اشاره دارد و دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی و هم چنین تغییرات تكوینی آن تبیین شده است.

اشراط الساعه به بخشی از این تحولات و تغییرات اشاره می كند كه در بسیاری از آیات و روایات به طور كامل به آن پرداخته شده است.

اهم مطالبی كه درباره آخرالزمان و روزهای واپسین آن در آیات قرآنی به تصویر كشیده شده است اموری چون جنگ جهانی (كهف آیات 98 و 99 و نیز مجمع البیان ذیل آیات) خروج سفیانی (سبا آیه 51 و نیز مجمع البیان ذیل آیه) خروج جنبنده ای سخنگو از زمین (نمل آیه 82) حاكمیت اسلام و مۆمنان در آخر زمان (نور آیه 55 و انبیاء آیه 105)، نزول و رجعت حضرت عیسی(علیه السلام) از آسمان به زمین (نساء آیه 159 و زخرف آیات 57 تا 61 و نیز مجمع البیان ذیل آیات)، رجعت گروهی از مردم به دنیا (نمل آیه 83 نیز مجمع البیان ذیل آیه)، هجوم یأجوج و مأجوج (انبیاء آیه 96 و كهف آیات 94 تا 99 و مجمع البیان ذیل آیات)، اجتماع شیعیان در آخر زمان (بقره آیه 148 و مجمع البیان ذیل آیه)، عدالت و امنیت در آخر زمان (نور آیه 55)، آتش گرفتن دریاها و اقیانوس ها، برخورد سیارات و ستارگان، پنبه شدن كوه ها و آتش گرفتن آسمان، تبدیل شدن كرات آسمانی به فلزات مذاب و مانند آن می باشد. (معارج آیات 8 و 9 و آیات دیگر)

تنها اندكی به كمال انسانی مطلق می رسند، زیرا شرایط به گونه ای نیست كه انسان ها بتوانند به درستی همه قابلیت های خویش را آشكار كنند

دو نوع آخرالزمان

به نظر می رسد كه قرآن، آخر الزمان را به دو بخش اصلی دسته بندی كرده است: بخش نخست آن، زمانی است كه حاكمیت صالحان در آن برپا می شود و زمین و آسمان تمامی نعمت های خویش را به بشر ارزانی می دارد. در این زمان با بازگشت اولیای كامل چون امیرمۆمنان(علیه السلام) و پیامبر(صلی الله علیه وآله)، جهان از بهترین وضعیت و آرمانی ترین حالت خود برخوردار می شود و در یك زمان طولانی، جهان از امنیت و عدالت بهره مند می شود و انسان ها فرصت های برابری برای تكامل و كمال می یابند تا به آن چه شایسته و بایسته انسانیت است برسند.

با این همه تنها اندكی به كمال انسانی مطلق می رسند، زیرا شرایط به گونه ای نیست كه انسان ها بتوانند به درستی همه قابلیت های خویش را آشكار كنند.

از نظر كمیت گروه بیشتری به گروه اصحاب یمین می پیوندند و با تقرب به كمالات آسمایی الهی به بهشت برین درمی آیند (واقعه آیات 38 تا 40)؛ اما از نظر كیفیت در شرایط ایده آل و آرمانی همانند سابقون نمی شوند، چون سابقون در شرایطی به كمال مطلق دست یافته اند كه شرایط بسیار سخت و جانكاه بود و همه نوع فتنه ها و ابتلائات و رنج ها و كاستی ها آنان را به خود گرفته بود. (واقعه آیات 13 و 14)

بخش دوم آن، بخشی است كه دیگر، دنیا می بایست به جهان دیگری تبدیل شود و زمینی دیگر از درون دنیای فروپاشیده و مذاب شده و چون پنبه زده شده (معارج آیه 9 و نیز القارعه آیه 5) و آتش گرفته (معارج آیه 8)، بیرون آید و آسمانی دیگر آفریده شود. (ابراهیم آیه 48)

تصویری كه قرآن برای این بخش دوم از آخر زمان و روزهای واپسین جهان و بشر ترسیم می كند بسیار وحشتناك است


ختم نبوت و نزول واپسين شريعت كه با ظهور پيامبر اسلام تحقق يافت، نخستين نشانه پايان تاريخ به شمار مى‌رود؛[1] لذا مفسران، مقصود ازنشانه‌هاى قيامت‌رادر آيه ذيل، بعثت پيامبر(صلى الله عليه وآله)دانسته‌اند كه نسبت به عمر جهان، فاصله بسيار كمى تا قيامت دارد:[2]«فَهَل يَنظُرونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَن تَأتِيَهُم بَغتَهً فَقَد جَاءَ أَشراطُها». (محمد/47،18)

در آخرالزمان وقايع فراوان ديگرى نيز پيش‌بينى شده كه بيش‌تر به دوره پايانى آن (مقارن با ظهور مهدى) مربوط مى‌شود.

بنابر روايات شيعه، جبرئيل نخستين كسى است كه با امام‌زمان(عج) بيعت و با صدايى بلند به گونه‌اى كه به گوش همه جهانيان برسد، اين آيه را تلاوت مى‌كند: «أَتى أَمرُ اللّهِ فَلاَ تَستَعجِلُوهُ= فرمان خدا رسيد؛ پس ديگر شتاب مكنيد».

1. بحران معنويّت:

پيش از ظهور امام‌زمان(عج) جوّ حاكم بر جهان، جوّ ستم، گناه و فساد خواهد بود. «اِقتَربَ لِلنَّاسِ حِسابُهُم و‌هُم فِى غَفلَة مُعرِضون.» (انبياء/21، 1) در اين آيه، مردم آخرالزمان، به غفلت و اعراض از خداوند، متّصف شده‌اند.[3] در روايات نيز منظور از‌اشراط*‌الساعة كه در آيه 18 سوره محمد/47 به‌آن اشاره شده، رواج بيش از حدّ كفر، فسق‌و‌ظلم دانسته و موارد متعدّدى از آن بر‌شمرده شده است.[4]

2. وقوع اختلاف‌ها و درگيرى‌هاى بسيار:

يكى از نشانه‌هاى آخرالزمان، اختلاف‌ها و درگيرى‌هاى فراوان ميان گروه‌هاى گوناگون است: «فَاختَلفَ الأَحزابُ مِن بَينهِم فَويلٌ لِلَّذينَ كَفَروا‌مِن مَشهَدِ يَوم عَظِيم.» (مريم/19، 37) روايات، اين آيه را به ظهور فرقه‌هاى مختلف در‌جهان اسلام مربوط دانسته‌اند كه در آخرالزمان پديد آمده، موجب اختلاف‌هاى بسيار خواهند‌شد.[5] آيه «يَلبِسَكُم شِيَعًا و يُذِيقَ بَعضَكُم بَأسَ بَعض» ‌(انعام/6‌، 65) نيز به وقوع اختلاف‌ها و قتل و كشتار در آخرالزمان تفسير شده است.[6] بر‌اساس روايتى، آيه «ولَنبلونَّكم بشىء مِن الخَوف و الجُوع و نَقص من الأَمولِ و الأَنفُس...» (بقره/2،155) به ترس و ناامنى، گرسنگى و قحطى و فقر و كشتار در آخرالزمان اشاره دارد.[7]

3. ظهور دجّال:

درهرسه دين آسمانى يهود، مسيحيت واسلام، ظهورفاسدترين ومخرّب‌ترين جريان منحط در طول تاريخ، پيش بينى و از خطر آن پرهيز داده شده است.[8] دجّال كه تجسّم كفر، فريب و گمراهى است، در آخرالزمان ظاهر شده، مردم را به پرستش خويش مى‌خواند. برخى از مفسّران، تفسير آيه «لَخلقُ السّموت و الأرض أكبر من خلق النّاس» (غافر/40،57) را به ظهور دجّال ناظر دانسته‌اند كه درديد مردم، عظيم‌ترين موجود جلوه مى‌كند؛[9] در حالى كه خداوند، او را از بسيارى مخلوقات ديگر كوچك‌تر مى‌شمارد.[10] سرانجام اين پديده به دست عيسى(عليه السلام)محو و نابود خواهد شد.[11]

4. وقوع مصائب:

برخى از آيات عذاب بر كافران و گنه‌كاران آخرالزمان كه نزول عذاب را انكار مى‌كنند؛ تطبيق داده شده است: «إن أتـكُم عَذابُهُ بَيَـتاً أَو نَهاراً مَا ذَا يَستَعجِلُ مِنهُ المُجرِمونَ». (يونس/10،50) «فَإِذا نَزلَ بِسَاحَتهِم فَساءَ صَباحُ المُنذرين». (صافات/37،177)[12] با استفاده از آيه 65 انعام/6 برخى از اين عذاب‌ها بدين شرح گزارش شده‌اند: صدايى هراسناك و دود در آسمان و حاكمان ستمگر «قُل هُو القادِرُ عَلى أَن يَبعَثَ عَليكُم عَذاباً مِن فَوقِكُم» ، فرو رفتن برخى انسان‌ها در زمين «أَو مِن تَحتِ أَرجُلِكُم» اختلافات بسيار در دين، «أَو يَلبِسَكُم شِيَعاً» قتل و كشتار «و‌يُذِيقَ بَعضَكُم بَأسَ بَعض». در اين دوره زمانى،[13] ترس و ناامنى، گرسنگى* و قحطى و فقر و كشتار نيز بسيار رخ خواهد داد: «وَ لَنبلُونَّكُم بِشَىء مِنَ الْخَوفِ والْجُوعِ و نَقص مِن الأَمولِ وَالأَنفُس...‌.» [14]

5‌. خروج سفيانى:

بيش‌تر مفسّران، از ظهور لشكرى طغيان‌گر كه آخرالزمان در كشورهاى اسلامى به ستم و تعدّى پرداخته، سرانجام در صحرايى بيرون از مكّه، گرفتار عذاب الهى مى‌شوند، خبر داده و آيه «ولَو تَرى إِذ فَزِعُوا فَلاَ فَوتَ و أُخِذوا مِن مَكان قَرِيب» (سبأ/34،51) را درباره آن لشكر دانسته‌اند. در روايات شيعه و سنّى، نام رهبر اين لشكريان، سفيانى ذكر شده است.[15] آيه «أَفأَمِنَ الَّذينَ مَكَروا السَّيِّـَاتِ أَن يَخسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرضَ...‌.» (نحل/16، 45) نيز كه توطئه‌گران را به فرو رفتن در زمين تهديد مى‌كند، بر لشكر سفيانى تطبيق داده شده است.[16] آيه «...ءَامِنوا بِما نَزَّلنا مُصَدِّقًا لِما مَعَكُم مِن قَبلِ أَن نَطمِسَ وُجوهًا فَنَرُدَّها عَلى أَدبارِهَا» (نساء/4، 47) نيز درباره بازماندگان لشكر سفيانى تأويل شده كه صورت‌هايشان معكوس گشته، پشت سرشان قرار مى‌گيرد.[17]

برخى از مفسّران، تفسير آيه «لَخلقُ السّموت و الأرض أكبر من خلق النّاس» (غافر/40،57) را به ظهور دجّال ناظر دانسته‌اند كه درديد مردم، عظيم‌ترين موجود جلوه مى‌كند

6‌. نداى آسمانى:

بنابر روايات شيعه، جبرئيل نخستين كسى است كه با امام‌زمان(عج) بيعت و با صدايى بلند به گونه‌اى كه به گوش همه جهانيان برسد، اين آيه را تلاوت مى‌كند: «أَتى أَمرُ اللّهِ فَلاَ تَستَعجِلُوهُ= فرمان خدا رسيد؛ پس ديگر شتاب مكنيد». (نحل/16، 1)[18] آيه «وَاستَمِع يَومَ يُنادِ المُنادِ مِن مَكان قَريب * يَومَ يَسمَعونَ الصَّيحَةَ بِالحَقِّ ذلِكَ يَومُ الخُروجِ» (ق/50‌،41و42) نيز درباره اين حادثه، تأويل شده است.[19].

7.ظهور منجى بزرگ بشر:

مهم‌ترين رخ‌داد آخرالزمان، ظهور دوازدهمين امام شيعيان براى رهايى انسان‌ها است: «جَاءَالحَقُّ و زَهقَ البـطِلُ إِنَّ البـطِلَ كانَ زَهوقًا.» (اسراء/17، 81) اين آيه كه از پيروزى چشم‌گير حق بر باطل سخن مى‌گويد، در روايات به ظهور مهدى(عج) تأويل شده است.[20] آيه 148 بقره/2  (أَينَ ماتَكونُوا يَأتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعًا) نيز بر ياران نخستين مهدى(عج) كه خداوند آنان را گرداگرد حضرت حاضر مى‌سازد، تطبيق داده شده‌است[21]. آيه «فَإِن يَكفُربِها هـؤُلاَءِ فَقَد وَكَّلنا بِها قَومًا لَيسوا بِها بِكـفرين» [22] (انعام/6‌،89) نيز چنين است.


[1] الفرقان، ج‌26 و 27، ص‌109.

[2] مجمع البيان، ج‌9، ص‌154؛ قرطبى، ج‌16، ص‌159.

[3] التفسير الكبير، ج‌22، ص‌140؛ التحريروالتنوير، ج‌17، ص‌9.

[4] قمى، ج‌2، ص‌279 ـ 282؛ نورالثقلين، ج‌5‌، ص‌37.

[5] عيّاشى، ج‌1، ص‌64‌؛ البرهان، ج‌3، ص‌712.

[6] قمى، ج‌1، ص‌232.

[7] نور الثقلين، ج‌1، ص‌142.

[8] كتاب مقدّس، عهد قديم، زكريا 9: 6 و 7 و دانيال 7: 19 ـ 27 و عهد جديد، متّى 24: 15 ـ 25 و نامه اول يوحنا 4: 1 ـ 6 و مكاشفه يوحنا 13: 11 ـ 17؛ سفينة‌البحار، ج‌2، ص‌162 و 163.

[9] تاريخ مابعدالظهور، ص139ـ142؛ علائم آخرالزمان، ص‌303 ـ 316.

[10] كشف‌الأسرار، ج‌8‌، ص‌482 ـ 484.

[11] همان، ج2، ص141 ـ 143؛ الدرّالمنثور، ج5‌، ص674 و 675‌.

[12] بحارالانوار، ج‌9، ص‌213 و 232، ج‌52‌، ص‌185؛ ج‌53‌، ص56‌.

[13] قمى، ج‌1، ص‌232.

[14] نورالثقلين، ج‌1، ص‌142.

[15] جامع‌البيان، مج‌12، ج‌22، ص‌129؛ الدرّالمنثور، ج‌6‌، ص‌712 ـ 714؛ عيّاشى، ج‌2، ص‌57‌.

[16] البرهان، ج‌1، ص‌352 و 354.

[17] همان.

[18] عيّاشى، ج‌2، ص‌254.

[19] نورالثقلين، ج‌5‌، ص‌118 و 119.

[20] البرهان، ج‌3، ص‌576‌.

[21] مجمع‌البيان، ج‌1، ص‌426؛ البرهان، ج‌1، ص‌347 ـ 355.

[22] البرهان، ج‌2، ص‌448.

سیستم ایمان خود را چگونه ارتقا دهیم ؟!

برای ارتقاء سیستم ایمان، باید آن قدر هزینه کنید تا این سیستم به صورت اتوماتیک در برابر نفوذ شیاطین عمل کند و نمونه عملی این سیستم‌های پیشرفته را خداوند متعال در مورد مۆمنینی بیان می‌کند که وقتی متوجه نفوذ شیاطین می‌شوند، بلافاصله از خود عکس‌العمل نشان می‌دهند و آن‌ها را دفع می‌کنند :

إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون: در حقیقت، کسانی که [از خدا] پروا دارند، چون وسوسه‌ای از جانب شیطان بدیشان رسد [خدا را] به یاد آورند و به ناگاه بینا شوند. (الأعراف : 201)

امتحان

تکنولوژی در قرن حاضر آن قدر پیشرفت کرده است که تمام زندگی انسان را تحت تأثیر خود قرار داده است و از طرفی کسانی که پا به پای پیشرفت تکنولوژی جلو نروند، نمی‌توانند از عملکرد خوبی در عصر حاضر برخوردار باشند.

به همین جهت، همه افراد در صدد هستند، که کلیه سیستم‌های مورد نیاز خود را ارتقاء بدهند، تا بتوانند بهترین استفاده را از وسائلی که در اختیار دارند داشته باشند، از تلویزیون گرفته تا وسائل سرما ساز تا کامپیوتر های شخصی وسائلی هستند که امروزه با توجه به کمبود وقت و انرژی نیازمند ارتقاء هستند تا هم مصرف آن‌ها کم‌تر شود و هم بتوان با سرعت و کیفیت بهتری به هدف خود رسید.

اما از آن دسته چیزهایی که در دنیای مدرن امروز نیاز به ارتقاء دارد و اگر به فکر ارتقاء آن نباشید خسارت‌های جبران ناپذیری در انتظار شما خواهد بود چنانچه خداوند متعال می‌فرماید:

(إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ : که واقعاً انسان دستخوشِ زیان است) (العصر : 2)

ارتقاء سیستم ایمان است، چرا که سیستم‌های نفوذ شیاطین پیشرفت‌های قابل توجهی داشته و دیگر با سیستم‌های قدیمی نمی‌توان جلوی نفوذ شیطان‌های مدرن را گرفت، به همین جهت است که خداوند متعال می‌فرماید:

(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذی نَزَّلَ عَلی رَسُولِهِ : ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به خدا و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاد) (النساء : 136)

یعنی به این درجه از ایمان اکتفا نکنید و گامی بالاتر بروید و به عبارت دیگر سیستم ایمان خود را ارتقاء بدهید.

و اگر به فکر ارتقاء سیستم خود نباشید، طولی نمی‌کشد که شیطان‌های مدرن در شما نفوذ می‌کنند و سیستم شما را به کلی نابود می‌کنند به نحوی که دیگر قابلیت استفاده نخواهد داشت.

سۆال مهمی که در اینجا مطرح می‌شود این است که، در دنیا مدرن امروز چه سیستمی از کار آمدی بالایی برخوردار است و می‌توانیم با تهیه آن از نفوذ قدرتمندترین شیاطین جلوگیری کنیم؟

برای ارتقاء سیستم ایمان خود یکی از رموز و پسوردهای مهم در این زمینه طبق آیات الهی انس هرچه بیشتر با نسخه های طلایی قرآن کریم است و هرچه بیشتر انس داشته باشید سیستم شما نیز پیشرفته تر خواهد شد

جواب این است که برای ارتقاء سیستم ایمان، باید آن قدر هزینه کنید تا این سیستم به صورت اتوماتیک در برابر نفوذ شیاطین عمل کند و نمونه عملی این سیستم‌های پیشرفته را خداوند متعال در مورد مۆمنینی بیان می‌کند که وقتی متوجه نفوذ شیاطین می‌شوند، بلافاصله از خود عکس‌العمل نشان می‌دهند و آن‌ها را دفع می‌کنند :

إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون: در حقیقت، کسانی که [از خدا] پروا دارند، چون وسوسه‌ای از جانب شیطان بدیشان رسد [خدا را] به یاد آورند و به ناگاه بینا شوند. (الأعراف : 201)

آن قدر سیستم ایمان خود را ارتقاء بدهید تا وقتی زمانی فرا رسید که نگاه داشتن ایمان از نگاه داشتن ذغالی آتشین در دست و رفتن از مشرق زمین به مغرب آن سخت‌تر باشد آن روز بتوانید به راحتی ایمان خود را حفظ کنید.

به قدری سیستم خود را ارتقاء بدهید که اگر طبق فرمایش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در وصف مۆمنینی که در زمان‌های گذشته بودند اما بهترین سیستم ایمان را داشتند به نحوی که از فرق سر تا پاشنه پایشان را با اره می‌بریدند اما از دینشان دست بر نمی‌داشتند و کسانی که سیستم ایمان آن‌ها آن قدر قدرتمند بود که با شانه های آهنین گوشت بدنشان را تا استخوان شانه می‌کردند اما دست از ایمان و عقیده خود بر نمی‌داشتند. (الدر المنثور :ج 1 ص 548)

آری، اگر می‌خواهید در عصر مدرنیته که همه جا صحبت از ارتقاء و پیشرفت و تکنولوژی است یک انسان موفق باشید که هیچ گونه ویروسی در شما نفوذ نکند، باید در هر زمینه ای آبدیت باشید و مهم‌ترین چیزی که شما در این عصر به آبدیت هر روزه آن نیاز دارید، مسئله ایمان است، چرا که اگر این سیستم را به روز رسانی و ارتقاء ندهید به روز بودن شما در مسائل دیگر دردی را از شما دوا نخواهد کرد.

 

سۆال مهم دیگری که در این مسئله مطرح می‌شود این است که ما چگونه سیستم ایمان را آبدیت و ارتقاء بدهیم؟

خداوند متعال در قرآن کریم روش‌های متعددی را برای ارتقاء سیستم ایمان بیان کرده است که در این مجال به بیان دو روش می‌پردازیم :

به قدری سیستم خود را ارتقاء بدهید که اگر طبق فرمایش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در وصف مۆمنینی که در زمان‌های گذشته بودند اما بهترین سیستم ایمان را داشتند به نحوی که از فرق سر تا پاشنه پایشان را با اره می‌بریدند اما از دینشان دست بر نمی‌داشتند و کسانی که سیستم ایمان آن‌ها آن قدر قدرتمند بود که با شانه های آهنین گوشت بدنشان را تا استخوان شانه می‌کردند اما دست از ایمان و عقیده خود بر نمی‌داشتند

یکی از روش‌هایی که خداوند متعال بیان کرده است روشی است که شما می‌توانید به صورت اتوماتیک و بدون نیاز به انجام کاری سیستم خود را ارتقاء بدهید، بلکه همین اندازه که شما هدایت را از طرف خداوند متعال قبول کنید، خداوند در مقابل چند گام برای شما بر می‌دارد و سیستم شما را چندین مرحله ارتقاء می‌دهد :

(وَ الَّذینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدیً وَ آتاهُمْ تَقْواهُم: و [لی] آنان که به هدایت گراییدند [خدا] آنان را هر چه بیشتر هدایت بخشید و [توفیق] پرهیزگاریشان داد) (محمد : 17)

یکی دیگر از روش های ارتقاء سیستم ایمان روشی است که خداوند متعال در سوره انفال آیه شماره 2 بیان کرده است:

إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إیماناً وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُون: مۆمنان، همان کسانی‌اند که چون خدا یاد شود دل‌هایشان بترسد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید، و بر پروردگار خود توکّل می‌کنند. (الأنفال : 2)

در این روش آیات الهی یکی از مهم‌ترین ابزارها برای ارتقاء و به روز رسانی سیستم ایمان معرفی شده است و مۆمنین واقعی کسانی هستند که با کمک آیات قرآن مجید در صدد به روز رسانی سیستم خود می‌باشند (وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إیماناً: و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید)

پس برای ارتقاء سیستم ایمان خود یکی از رموز و پسوردهای مهم در این زمینه طبق آیات الهی انس هرچه بیشتر با نسخه های طلایی قرآن کریم است و هرچه بیشتر انس داشته باشید سیستم شما نیز پیشرفته تر خواهد شد.

خلاصه کلام اینکه انسان‌های مدرن از دیدگاه قرآن کریم کسانی هستند که دغدغه اصلی آن‌ها داشتن سیستم قدرتمندی به نام ایمان است و با وجود این سیستم قدرتمند عصر صنعت و تکنولوژی نمی‌تواند تغییری در اندیشه های اصیل و باور های قلبی آن‌ها ایجاد کند و هر روز قله ای از موفقیت و پیروزی را فتح خواهند کرد.

7عامل بهداشت روان در قرآن کریم   

در عصر حاضر، هر چند انسان ها به پیشرفت های علمی و مادی بیشتری نسبت به قرن های گذشته دست یافته و ابزار کامل تری را برای تسلط بر طبیعت فراهم آورده اند، ولی در دنیای درون خود احساس نگرانی و اضطراب می کنند. درحقیقت، می توان گفت میان آسایش بشر و آرامش او رابطه معکوسی به وجود آمده است.

علم با شناسایی اسرار طبیعت، انسان را در ساخت انواع و اقسام امکانات رفاهی یاری داده و تکنولوژی به عنوان رهاورد بزرگ، نقش مۆثری را در آسایش مادی انسان ایفا کرده است. با این حال، آرامش بشر به سبب تهی شدن زندگی او از معنویت، تا حد زیادی خدشه دار شده و همین مسأله بهداشت روانی و سلامت روحی نوع بشر را به خطر انداخته است .

بهداشت روان از جمله نیازهای بشر است ،که مطالعات زیادی در این زمینه انجام شده ،و عمده مباحثش در پیشگیری از بیماری های روحی و روانی است،و تلاش افرادی که در این زمینه فعال هستند،دو چیز است:

1-جست و جو و یافتن عواملی که ممکن است بهداشت روان فرد و جامعه را به خطر بیندازد.

2-شرایطی ایجاد شود ،که افراد جامعه از بهداشت روان برخوردار باشند.

دردنیای امروز شرایط نه تنها در جهت ایجاد آرامش پیش نمیرود ،بله در حال قربانی کردن افراد جامعه است و در این شتاب بی حساب و کتاب ،مذهب و دین سنگری است محکم و دارویی است ،پیش گیرنده و درمانگر برای افرادی به آن پناه میبرند و درسایه ی رحمت الهی ،که در قالب دستورات دینیش ،برای ما ظاهر شده ،به تسکین خاطری شیرین و ماندگار میرسند،چرا که براساس تحقیقات ،مذهبی بودن باعث کاهش خودکشی و طلاق ،یاس و ناامیدی و بسیاری دیگر از اختلالات روحی و رفتاری می شود ،که این عوامل قویی هستند در ایجاد اضطراب در فرد و جامعه.و اصلاح و تقوی و طهارت روحی،از ثمرات پربار مذهب در درون جان ما است.

 

برخی عوامل ،باعث پیشگیری از اختلال، و ایجاد آرامش در فرد و به تبع آن جامعه می شوند، 

 قرآن کریم درآیات مبارکش خیلی از آنها را ترسیم فرموده ،که برخی از آنها را در اینجا برای تأمل و اندیشه در عمق معارف قرآنی می آوریم:

1-نماز

إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُون‏، كسانى كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زكات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است؛ و نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگین مى‏شوند(بقره:277)

در اهمیت دعا همین بس که قرآن کریم از زبان خدا می فرماید: ای پیامبر! به بندگانم بگو اگر نبود دعای شما، پروردگارم اعتنایی به شما نمی کرد: «قُلْ مَا یعْبَأُ بِکمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاوءُکمْ».به قول استاد حسن زاده آملی: دل بی دعا بها ندارد و دلی بی بها، بها ندارد

2-صبر و بردباری

إِلاَّ الَّذینَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبیر ،مگر آنها كه (در سایه ایمان راستین،) صبر و استقامت ورزیدند و كارهاى شایسته انجام دادند؛ كه براى آنها، آمرزش و اجر بزرگى است!(هود:11)

3-تقوی

یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ یكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیئاتِكُمْ وَ یغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ، اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، براى شما وسیله‏اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مى‏دهد؛ (روشن‏بینى خاصّى كه در پرتو آن، حق را از باطل خواهید شناخت؛) و گناهانتان را مى‏پوشاند؛ و شما را مى‏زمرزد؛ و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است‏(انفال:29)

و عوامل دیگری که برخی برآی انجام دادن،و بعضی از آنها برای ترک کردن هستد ،که آرامش روانی را تأمین میکنند، و عواملی هستند که اگر خلافشان عمل شود ،به مرور فرد را بیمار وب عد جامعه را دچار تنش می کند مثل،دعا به درگاه خدای متعال،نیکی به اقوام و یتیم ها،خوش زبانی و مهربانی و یا خدای ناکرده فحش و بدزبانی،مسخره کردن دیگران و همه ی گناهانی که می شناسیم و خداوند مارا از انجام آنها برحذر داشته،هرکدام به نوبه خود در ایجاد تنش روانی تاثیر دارند.

توکل

 

4-توکل بر خدا

وَ تَوَكَّلْ‏ عَلَى الْحَی الَّذی لا یمُوتُ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَ كَفى‏ بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبیر؛ و توكّل كن بر آن زنده‏اى كه هرگز نمى‏میرد؛ و تسبیح و حمد او را بجا آور؛ و همین بس كه او از گناهان بندگانش آگاه است!(فرقان:58)

کسی که با توکل برخداود متعال ،حتی اگر در چند قدمی دشمن باشد و فکر کند ،یا مطمئن باشد ،که ممکن است تاچند لحظه بیشتر زنده نباشد ،آرامشش ،همچنان پایدار خواهد بود و نماز که رکن آرام بخش روح و جانش است را ،ترک نخواهد کرد و چنگ به  حبل المتین الهی خواهد زد،که نمونه های فراوانی همه ی ما سراغ داریم که یا خوانده ایم و یا شنیده ایم.

5- دعا و نیایش

در اهمیت دعا همین بس که قرآن کریم از زبان خدا می فرماید: ای پیامبر! به بندگانم بگو اگر نبود دعای شما، پروردگارم اعتنایی به شما نمی کرد: «قُلْ مَا یعْبَأُ بِکمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاوءُکمْ». (فرقان، 77.) به قول استاد حسن زاده آملی: دل بی دعا بها ندارد و دلی بی بها، بها ندارد .  

جا دارد ما به خود نگاه کنیم ،نه معرکه ی جنگ است و نه درحال تیراندازی به سوی ما هستند ،آیا آرامش ما بیشتر است یا جان برکفان جبهه ی هشت ساله ی دفاع مقدس؟!!

6- قرآن کریم

قرآن کریم خود را در آیات متعدد «شفا» معرفی کرده است. منظور از شفا، شفا از بیماری های روان و قلب است. بیماری هایی از قبیل: کفر، شرک، نفاق، بخل، حسد، کینه و .... یعنی قرآن درمان و شفای آلودگی های معنوی و روانی است «یا أَیهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکمْ وَشِفَاء لِّمَا فِی الصُّدُورِ؛ (یونس، 57) ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است، و درمانی برای آنچه که در سینه هاست (درمانی برای بیماری دل های شماست )

7- توبه و استغفار

توجه به آمرزش خداوند و بخشش او؛ یعنی تمامی گناهان قابل آمرزش هستند. تنها وسیله و بهانه ای می خواهد که یکی از آن وسایل توبه است: «وَأَنِیبُوا إِلَی رَبِّکمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن یأْتِیکمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ؛ (زمر، 54.) به درگاه پروردگارتان باز گردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آن که عذاب به سراغ تان آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید». توجه به آثار توبه و استغفار؛ هر کس بسیار استغفار کند برای او از هر اندوهی گشایشی و از هر تنگنایی راه نجاتی قرار می دهد.

درست است که در بحبوحه تبلیغات منفی و سم پاشی ها و همچنین بحران اقتصادی هستیم ،اما قرآن همیشه کارآیی خود را داشته است  اگر راهکارهایش را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم ،در هنگامه قرار گرفتن در طوفان های بلایا و مصایب هرگز آرامش خود را از دست نخواهیم داد چه برسد به این نسیم ها که می وزند و می روند انسان باید دریا دل باشد دل دریایی را که نسیم بر هم نمی زند .

جا دارد ما به خود نگاه کنیم ،نه معرکه ی جنگ است و نه درحال تیراندازی به سوی ما هستند ،آیا آرامش ما بیشتر است یا جان برکفان جبهه ی هشت ساله ی دفاع مقدس.؟!!

اثر قرآن بر دل مؤمنان و ستمگران

قرآن

"و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الاخسارا"

این آیه شریفه، هشتاد و دومین آیه سوره مباركه اسرا مى‏باشد. در این سوره، خداوند چندین بار راجع به قرآن كریم سخن به میان آورده، می‌فرماید این قرآن، خلق را به راستترین و استوارترین راه هدایت مى‏كند و اهل ایمان را كه نیكوكار باشند به اجر و ثواب عظیم بشارت مى‏دهد. در آیات 82 الى 100 این سوره خداوند براى بار دوم در این سوره، قرآن كریم را معجزه و آیت پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله‏ معرفى مى‏كند و همچنین رحمت و بركتش مى‏خواند.

معناى آیه : كلمه "من" گاهى براى تبعیض و گاهى بیانیه است. علامه طباطبایى كلمه "من " را در این آیه "بیانیه" دانسته‏اند زیرا شفاء و رحمت مخصوص قسمتى از قرآن نیست ‏بلكه اثر قطعى همه آیات قرآن است. بنابراین معناى آیه به این صورت خواهد شد: "ما آنچه را كه شفاء و رحمت است را نازل مى‏كنیم ..." (1) اما بعضى از مفسران این را احتمال داده‏اند كه "من" در آیه به همان معناى تبعیض است و اشاره به نزول تدریجى قرآن مى‏باشد (بخصوص اینكه جمله ننزل فعل مضارع است) در این صورت معناى آیه چنین خواهد شد: "ما قرآن را نازل مى‏كنیم و هر بخشى از آن كه نازل مى‏شود به تنهایى مایه شفاء و رحمت است و..." (2)

 

قرآن شفاء است

در آیه بالا، خداوند قرآن كریم را شفاء نامیده است. دلهاى آدمیان نیز احوالی دارد كه اگر قرآن را با آن احوال مقایسه كنیم، خواهیم دید كه همان نسبتى را دارد كه یك داروى معالج ‏با مرض دارد. انسان همانطور كه سلامتى و بیماری جسمى دارد سلامتى و بیماری روحى هم دارد، و همانطور كه اختلال در نظام جسمى او باعث مى‏شود كه دچار مرضهای جسمى شود همچنین اختلال در نظام روحى او باعث مى‏شود به مرضهاى روحى مبتلا شود، و همانطور كه براى مرضهاى جسمی‌اش دوایى است، براى مرضهاى روحى نیز درمانى دارد.

قرآن رحمت است ‏براى كسى كه طالب رحمت بوده و آن را براى خویش ب‏خواهد. قرآن شفاء از برای كفر، شرك، جهل، فساد و هر رذیلتى است، البته براى كسى كه بخواهد براى خداوند تعالى خالص شود.

خداوند در میان مؤمنان گروهى را چنین معرفى مى‏كند كه در دلهایشان مرض دارند و این مرض غیر كفر و نفاق صریح است و مى‏فرماید: "لئن لم ینثه المنافقون و الذین فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدینة لنغرینك بهم" (3) و نیز مى‏فرماید: "و لیقول الذین فى قلوبهم مرض و الكافرون ماذا ارادالله بهذا مثلا" (4) و اینكه قرآن كریم آن را مرض خوانده قطعا چیزیست كه ثبات قلب و استقامت نفس را مختل مى‏سازد، از قبیل شك و ریب كه هم آدمى را در باطن دچار اضطراب و تزلزل نموده به سوى باطل و پیروى هوى متمایل مى‏سازد و هم با ایمان - البته با نازلترین درجه ایمان منافات ندارد و عموم مردم با ایمان نیز دچار آن هستند و خود یكى از نواقص، نسبت‏ به مراتب عالیه ایمان، شرك شمرده مى‏شود و خداوند در این باره مى‏فرماید: "ولا یؤمن اكثرهم بالله الا و هم مشركون" (5) و نیز مى‏فرماید: "فلا و ربك لا یؤمنون حتى یحكمون فیما شجر بینهم ثم لا یجدون فى انفسهم حرجا مما قضیت و سلموا تسلیما " (6)

قرآن

اما چرا خداوند قرآن را شفاى دل مؤمنین نامیده است؟

قرآن كریم با حجتهاى قاطع خود، شكها و تردیدها را در راه عقاید حق از بین برده با مواعظ شافى خود و داستانهاى آموزنده و عبرت‏انگیز، مثلهاى دلنشین، وعده و وعید، انذار و تبشیرش و احكام و شرایعش با تمامى آفات دلها مبارزه كرده همه را ریشه‏كن مى‏سازد، بدین جهت‏خداوند قرآن را شفاى دل مؤمنان نامیده است. (7) مسعدة بن صدقة از امام جعفر صادق‏ علیه السلام‏ نقل مى‏كند كه "و انما الشفاء فى علم القرآن" (8)

 

قرآن رحمت‏ است

چرا خداوند بعد از اینكه قرآن را شفاء براى مؤمنان معرفى مى‏كند آن را رحمت نیز مى‏خواند؟

رحمت افاضه‏اى است كه به وسیله آن كمبودها جبران گشته حوایج ‏برآورده مى‏شود.  قرآن دل آدمى را به نور علم و یقین روشن مى‏سازد و تاریكیهاى جهل و شك را از آن دور مى‏كند و آن را به زیور ملكات فاضله مى‏آراید. (9) آیت الله مكارم شیرازى مى‏نویسد: "شفاء" اشاره به "پاكسازى"، و "رحمت" اشاره به "نوسازى" است (10) قرآن براى مردم و اهل قرآن رحمت است و شكى در آن نیست و اهل قرآن كریم، ائمه هدى هستند كه خداوند مى‏فرمایند: "ثم اورثنا الكتاب الذین اصطفینا من عبادنا." (11)

قرآن براى كسانى رحمت است كه به فرایض آن عمل مى‏كنند و آنچه را كه در قرآن حلال است‏حلال، و آنچه را كه حرام است، حرام مى‏دانند. پس اینان مؤمنان هستند كه وارد بهشت مى‏شوند و عذاب نمى‏شوند، بلكه از عذاب نجات مى‏یابند. (12) همچنین در قرآن، شفا از افراط و تفریط در تفكرات و شعور انسان است. پس این قرآن، عقل را از راههاى غیر حقیقى حفظ مى‏كند، انسان را در راههایى كه مثمر ثمر باشد، آزاد مى‏گذارد، او را از استفاده كردن نیرو و توانش در جاهایى كه فایده ندارد، باز مى‏دارد، به او برنامه سالم دقیق مى‏دهد، فعالیت انسان را نتیجه‏دار کرده، از راههاى غیر حقیقى باز مى‏دارد. (13)

قرآن مؤمنان را صحت و استقامت افزوده و سعادتى بر سعادتشان اضافه مى‏كند

 و اگر در كافران هم چیزى بیفزاید، چیز جز نقص و خسران نخواهد بود

قرآن رحمت است ‏براى كسى كه طلب رحمت مى‏كند و رحمت را براى خویش مى‏خواهد. قرآن شفاء از كفر، شرك، جهل، فساد و هر رذیلتى است، البته براى كسى كه بخواهد براى خداوند تعالى خالص شود. (14)

قرآن كریم از آن جهت كه شفاء است، اول دل را انواع مرضها و انحرافات پاك مى‏كند و زمینه را براى جاى دادن فضایل آماده مى‏سازد; از آن جهت كه رحمت است صحت و استقامت اصلى و فطرى دل را به او باز مى‏گرداند; از آن جهت كه شفاء است محل دل را از موانعى كه ضد سعادت است پاك كرده آماده پذیرش سعادت مى‏سازد; از آن جهت كه رحمت است هیبت ‏سعادت به او داده نعمت استقامت و یقین را در آن جایگزین مى‏كند. بنابراین قرآن كریم هم شفاء است‏براى دلها و هم رحمت; همچنانكه هدایت و رحمت‏براى نفوسِ در معرضِ ضلالت است. "ماهو شفاء و رحمة" (15) نظیر آیه "هدى و رحمة لقوم یؤمنون" (16) و جمله "و مغفرة و رحمة" مى‏باشد. (17)

 

قرآن
قرآن، فزونى خسارت براى ستمگران

"و لا یزید الظالمین الا خسارا"، مراد از ظالمین قهرا كفار خواهد بود زیرا سیاق آیه بیانگر اثرى است كه قرآن در غیر مؤمنان دارد. البته بنا به گفته بعضى از مفسران كفار غیر مشركین منظور است. و اگر آیه شریفه حكم مزید خسران را معلق به‏وصف ظلم كرد براى این بوده كه به‏علت‏حكم هم اشاره كرده باشد و بفهماند كه قرآن در ایشان جز زیاد شدن خسران اثرى ندارد; زیرا با ارتكاب كفر به خود ستم كرده‏اند.

كلمه "خسار" به معناى ضرر دادن از اصل سرمایه است، كفار مانند همه افراد یك سرمایه اصلى داشتند و آن دین فطریشان بود كه هر دل ساده و سالمى به آن ملهم است، ولى ایشان به خاطر كفرى كه به خدا و آیات او ورزیدند از این سرمایه اصلى كاستند و چون به قرآن كفر ورزیدند و بدون منطق و دلیل بلكه به ستم از آن اعراض نمودند، همین قرآن خسران ایشان را دو چندان نموده نقصى روى نقص قبلیشان اضافه كرد.

رحمت افاضه‏اى است كه به وسیله آن كمبودها جبران گشته حوایج ‏برآورده مى‏شود.  قرآن دل آدمى را به نور علم و یقین روشن مى‏سازد و تاریكیهاى جهل و شك را از آن دور مى‏كند و آن را به زیور ملكات فاضله مى‏آراید

البته این در صورتى است كه از آن فطرت اصلى چیزى در دلهایشان مانده باشد و گرنه هیچ اثرى در آنها نخواهد داشت و لذا به جاى اینكه بفرماید: "یزید الظالمین خسارا" كه به معنى "در ستمگران خسران را زیادتر مى‏كند" فرمود: " ولا یزیدالظالمین الاخسارا" كه به معنى "در ظالمان اثرى جز خسران ندارد" یعنى در آن كسانى كه از فطرت اصلیشان چیزى نمانده هیچ اثر ندارد و در آن كسانى كه هنوز از موهبت فطریشان مختصرى مانده این اثر را دارد كه كمترش مى‏كند. (18) این خسران و نقصان نیز از جهت تكذیب و كفر آنها به قرآن كریم است.

همچنین خداوند مى‏فرماید: "فزادتهم رجسا الى رجسهم". (19) در این قسمت زیاد شدن خسران كفار را خداوند مجازا به خود قرآن نسبت داده زیرا خسران ایشان در حقیقت اثر كفر خود آنان و سوء اختیارشان و شقاوت نفوسشان است. (20) در حدیثى كه منسوب به امام محمد باقر علیه السلام‏ است مى‏خوانیم كه حضرت مى‏فرمایند: جبرئیل بر پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله‏ نازل شد و فرمود: "و لا یزید الظالمین آل محمد حقهم الاخسارا". (21)

 

قرآن دارویى بدون عوارض جانبى

با این اوصاف كه خداوند قرآن كریم را شفاء و رحمت‏براى مؤمنان خوانده در واقع آن را به عنوان یك دارو براى امراض جسمى و روحى معرفى كرده است. داروى دردهاى جسمانى غالبا اثرهاى نامطلوبى روى ارگانهاى بدن مى‏گذارند تا آنجا كه در حدیث معروفى آمده: "هیچ دوایى نیست مگر اینكه خود سرچشمه بیمارى دیگرى است." (22) اما این داروى شفابخش هیچگونه اثر نامطلوب روى جان و فكر و روح آدمى ندارد، بلكه برعكس تمامى آن خیر و بركت است. در یكى از عبارات نهج البلاغه مى‏خوانیم: "شفاء لا تخشى اسقامه " یعنى اینكه "قرآن داروى شفابخشى است كه هیچ بیمارى از آن بر نمى‏خیزد." (23) كوتاه سخن این كه قرآن مؤمنان را صحت و استقامت افزوده و سعادتى بر سعادتشان اضافه مى‏كند و اگر در كافران هم چیزى بیفزاید، چیز جز نقص و خسران نخواهد بود

1) ترجمه المیزان ، ج 25، ص 309

2) تفسیر نمونه،ج 12، ص 237

3) احزاب، 60

4) مدثر، 31

5) یوسف: 106

6) نساء 65

7) الصافى فى تفسیر القرآن، ج‏1، ص 986

و المیزان، ج 25، ص 310

8) تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص‏213 و 214

9)  ترجمه المیزان ،ج 25، ص 310

10) تفسیر نمونه، ج 12، ص 237

11) تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص‏213                                               

12) تفسیر المراغى، ج 5 ، ص‏86

13) تفسیر فى ظلال القرآن، ج 5، ص 63 و 64

14) تفسیر كاشف، ج 5، ص 77 و 78

15) یوسف، 111

16) نساء، 96

17) ترجمه المیزان ، ج 25، ص 311

18) همان منبع، ج 25، ص 311 و 312

19) الكشاف، ج 2، ص 465

20) طباطبایى: همان منبع، ج 25، ص 311 و 312

21) الصافى فى تفسیر القرآن، ج‏1، ص 986 ; نور الثقلین، ص 213 و 214

22) سفینة البحار

23) فیض الاسلام: نهج‏البلاغه، خطبه 198

سوره ای که خواندنش باعث استغفار فرشتگان می شود

سوره دخان این سوره در" مكه" نازل شده، و 59 آیه است‏ .

ساختارهندسی سوره‏های قرآن
فضیلت تلاوت این سوره‏:

در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام آمده است‏ :

من قرأ سورة الدخان لیلة الجمعة و یوم الجمعة بنى اللَّه له بیتا فى الجنة:

"كسى كه سوره دخان را شب و روز جمعه بخواند خداوند خانه‏اى در بهشت براى او بنا مى‏كند" .

و هم از آن حضرت روایت شده:

من قرأ سورة الدخان فى لیلة، اصبح یستغفر له سبعون الف ملك:

" كسى كه سوره دخان را در شبى بخواند صبح مى‏كند در حالى كه هفتاد هزار فرشته براى او استغفار مى‏كنند" .

در حدیث دیگرى از" ابو حمزه ثمالى" از امام باقر ع چنین نقل شده:

من قرأ سورة الدخان فى فرائضه و نوافله بعثه اللَّه من الامنین یوم القیامة، و اضله تحت ظل عرشه، و حاسبه حسابا یسیرا، و اعطى كتابه بیمینه:

" كسى كه سوره دخان را در نمازهاى فریضه و نافله بخواند خداوند او را در زمره كسانى كه روز قیامت در امنیت به سر مى‏برند مبعوث مى‏كند و او را در سایه عرشش قرار مى‏دهد، و حساب را بر او آسان مى‏گیرد و نامه اعمالش را به دست راستش مى‏دهد .

  

محتواى سوره دخان‏:

این سوره پنجمین سوره از سوره‏هاى هفتگانه حوامیم است، و به حكم اینكه از سوره‏هاى مكى است محتواى عمومى آنها را، یعنى بحث از مبدء و معاد و قرآن، به نحو كامل در بر دارد، و آیاتش در این زمینه‏ها آن چنان تنظیم شده است كه ضربات كوبنده و بیدار كننده‏اى بر قلب هاى خفته و غافل وارد مى‏سازد و آنها را به ایمان و تقوا و حق و عدالت فرا مى‏خواند.

كسى كه سوره دخان را در نمازهاى فریضه و نافله بخواند خداوند او را در زمره كسانى كه روز قیامت در امنیت به سر مى‏برند مبعوث مى‏كند و او را در سایه عرشش قرار مى‏دهد، و حساب را بر او آسان مى‏گیرد و نامه اعمالش را به دست راستش مى‏دهد

بخش هاى این سوره را مى‏توان در هفت بخش خلاصه كرد:

1- آغاز سوره از حروف مقطعه و سپس بیان عظمت قرآن است، با این اضافه كه نزول آن را در شب قدر براى اولین بار بیان مى‏كند.

2- در بخش دیگرى از توحید و یگانگى خدا و بیان بعضى از نشانه‏هاى عظمت او در جهان هستى است.

3- بخش مهمى از آن از سرنوشت كفار، و انواع كیفرهاى دردناك آنها سخن مى‏گوید.

4- در بخش دیگرى براى بیدار ساختن این غافلان قسمتى از سرگذشت موسى علیه السلام و بنى اسرائیل در مقابل فرعونیان و شكست سخت آنها، و نابودى و هلاكشان، گفتگو مى‏كند.

5- مساله قیامت و عذاب هاى دردناك دوزخیان و پاداش هاى جالب و روح پرور پرهیزكاران قسمت دیگرى از آیات این سوره را تشكیل مى‏دهد.

6- موضوع هدف آفرینش، و بیهوده نبودن خلقت آسمان و زمین از موضوعات دیگرى است كه در آیات این سوره مطرح شده است.

7- سرانجام، سوره را با بیان عظمت قرآن همانگونه كه آغاز شده بود پایان مى‏دهد.

و از آنجا كه در آیه دهم این سوره سخن از" دخان مبین" به میان آمده این سوره به عنوان سوره" دخان" نام گرفته است.

فضیلت و خواص سوره دخان

دخان؛ چهل و چهارمین سوره قرآن است كه مكی و59آیه دارد.

در فضیلت سوره دخان از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده: هر كس سوره دخان را در شب ها قرائت كند، خداوند گناهان گذشته اش را می آمرزد. 1

در روایت دیگری آمده است: هر كس در شب جمعه سوره دخان را قرائت كند بخشیده خواهد شد.2

همچنین از ایشان روایت شده كه فرمودند: هر كس در شب یا روز جمعه سوره دخان را قرائت كند خداوند خانه ای در بهشت برای او بنا می كند. و كسی كه در شب جمعه سوره دخان را قرائت می كند در حال صبح می كند كه خداوند او را آمرزیده است و او را با حورالعین تزویج خواهد كرد. 4

امام باقر علیه السلام فرمودند: هر كس سوره دخان را در نمازهای واجب و نافله های خود بخواند خداوند وی را در روز قیامت در زمره ایمنان برانگیزاند و در سایه عرش خود جای دهد و حسابش را آسان كند و نامه عملش را به دست راستش دهد.4

 

آثار و بركات سوره

1) امان یافتن از شر جن

چون سوره دخان را بنویسی و بر طفل ببندی از شر جن و گزنده ها ایمن شود.5

 

2) جهت شكوه و هیبت نزد مردم

هر كس این سوره را بنویسد و با خود همراه داشته باشد در چشم مردم با هیبت باشد و هر كس آن را بشوید و از آن آب بنوشد از شر سخن چین در امان خواهد بود. 6

امام باقر علیه السلام فرمودند: هر كس سوره دخان را در نمازهای واجب و نافله های خود بخواند خداوند وی را در روز قیامت در زمره ایمنان برانگیزاند و در سایه عرش خود جای دهد و حسابش را آسان كند و نامه عملش را به دست راستش دهد

3) برآورده شدن حاجت

از امام صادق علیه السلام نقل شده: هر كه 70 بار جهت مهمات این سوره را بخواند حاجتش روا گردد و نیز هر كه این سوره را بنویسد و با خود دارد خلایق او را دوست دارند. 7

 

4) خلاصی از وسوسه های شیطانی

از پیامبر اكرم نقل شده است: اگر سوره دخان را بنویسد و به همراه داشته باشد از مكر و حیله های شیطان در امان است و اگر این نوشته را شب هنگام زیر سر خود بگذارد در خواب رویاهای شیرین و خوش می بیند و از اضطراب شبانه خلاص می شود...8

 

5) برطرف شدن درد سر

 اگر این سوره را بنویسند و آب آن را بر كسی كه درد سر دارد بنوشانند خوب می شود...9

 

6) جهت زیاد شدن سود و مال

اگر تاجر ها و كاسب ها نوشته این سوره را در محل كسب خود قرار دهند سود فراوان خواهند كرد و صاحب مال زیاد خواهند شد. 10

 


پی نوشت ها :

(1)الجامع الصغیر، ج2، ص634

(2) مجمع البیان، ج9، ص101

(3)كنزالعمال، ح2697

(4)درمان با قرآن، ص95

(5)همان

(6)همان

(7) همان

(8) تفسیرالبرهان،ج5، ص7

(9) همان

(10)همان


زیباترین سوره‌ی برنامه‌ریزی در قرآن

سوره عصر مصداق عینی آیات قرآن برای مراحل موفقیت است :

1. ایمان و اعتقاد راسخ.

2. عمل صالح.

3. توانمندی در تربیت خود و دیگران با امر به معروف و نهی از منکر.

و در نتیجه اینان یاوران پر اقتدار مهدی صاحب‌الزمان هستند ، گویی کوه‌ها پیش اینان سر خم می‌کنند، وقتی نامشان می‌آید فرشتگان در عرش الهی درود و رحمت می‌فرستد؛ و سوارکاران مرکب سعادتند .

اینان شاگردان واقعی اهل‌بیت معصوم (علیهم السلام) هستند. کارنامه ایمان و عملشان عالی است تو گویی امام زمان پای پرونده اعمالشان را شخصاً امضا زده است آری وجود مقدس امام خمینی (ره) و مرحوم حضرت آیة الله بهجت نمونه های گران بهای این گروهند.

سوره

در جاده زندگی همه به موفقیت نمی‌رسند. با اینکه همه انسان‌ها از موفقیت را دوست دارند؛ و حاضرند بهای سنگینی را برای این مسئله بپردازند ولی تعداد برنده‌ها به اندازه انگشتان دست است. در این مسیر چندین میلیاردی، عده‌ای از همان اول میدان را خالی می‌کنند. گروهی به خاطر مشکلات، ضعف نفس، عدم استقامت تا آخر عمر در صف با زنده‌ها باقی می‌مانند.

 

انسان‌ها سه گروه هستند: 

گروه اول نه ایمان دارند و نه عمل

کسانی که دوست دارند خوشبخت باشند فقط آرزو می‌کنند و هیچ تلاشی برای رسیدن به مقصد نمی‌کنند. نه گوش شنوایی برای حق و حقیقت دارند و نه همت بالایی دارند. انسان‌های سست عنصری که دنبال خوشی و تفریح هستند و این دنیا را فقط تفرجگاه می‌دانند تا جوانند سعی و تلاششان لذت بردن است و وقتی پیر شدند کارشان حسرت خوردن ایام جوانی است.

خوب به اطرافیان خود بنگرید. نمونه این افراد در میان اقوام و دوست و آشنا و محل کار کم نیستند. هدفی ندارند جز لذت مداری؛ و هر چیز را با چشم لذت می‌بینند.

این معنای آرزویی است که حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: آرزویی که اندک‌اندک به خیال و توهم می‌پیوندد. این گروه نه ایمان دارند و نه عمل.

 

گروه دوم ایمان و عمل ناقص دارند

کسانی هستند که موفقیت و سعادت و خوشبختی را دوست دارند. پله‌های تلاش و عمل را هم یکی در میان طی می‌کنند اما ناقص. نمره ایمان و اعتقاد و عملشان 10 است و در کارنامه عملشان گاهی تجدید هم دارند.

این گروه هم هیچ گاه به مقصد نمی‌رسند، نه هدفمندی دارند، نه برنامه‌ریزی دارند. نمازشان را یکی در میان قضا می‌کنند. به پای عمل به دین که می‌رسند جا می‌زنند و انگار بیشتر خودشان را گول می‌زنند. نه فقط در دین بلکه در کارهای دنیایی نیز ناموفق هستند . در درس خواندن توانا نیستند و نمرات درسیشان ضعیف است، یک روز خیلی زرنگ هستند و روز بعد حس ندارند.

مانند بیماری که برای مداوا پیش طبیب می‌رود. طبیب برای او نسخه می‌پیچد؛ و داروهایی را با زمان و نوع معین به او می‌دهد و از او می‌خواهد هر کدام را سر وقت و درست بخورد. بیمار هیچ مراقبت و دقتی برای خوردن داروهای خود نمی‌کند و به همین دلیل درمان نمی‌شود. وقتی مجدداً پیش همان طبیب حاذق می‌رود دکتر از او می‌پرسد: آیا داروهایت را به موقع خوردی؟ به دروغ می‌گوید: آری. حال شما بگویید این بیمار در واقع به چه کسی دروغ می‌گوید؟ سر چه کسی را به اصطلاح امروزی‌ها کلاه می‌گذارد؟ و به چه کسی ضرر و آسیب می‌زند؟

در نتیجه اینان یاوران پر اقتدار مهدی صاحب‌الزمان هستند تو گویی کوه‌ها پیش اینان سر خم می‌کنند، وقتی نامشان می‌آید فرشتگان در عرش الهی درود و رحمت می‌فرستد؛ و سوارکاران مرکب سعادتند اینان شاگردان واقعی اهل‌بیت معصوم (علیهم السلام) هستند. کارنامه ایمان و عملشان عالی است تو گویی امام زمان پای پرونده اعمالشان را شخصاً امضا زده است آری وجود مقدس امام خمینی (ره) و مرحوم حضرت ایة الله بهجت نمونه های گران بهای این گروهند

پرونده اعمال بسیاری از ما در این دنیا همین گونه است. عمل ناقص و ایمان ضعیف مرکب همواری نیست که ما را به خوشبختی در دنیا و آخرت برساند به همین علت لنگان لنگان مسیر را طی می‌کنیم. گروه دوم ایمان دارند اما نه ایمان کامل و واقعی. عمل دارند اما نه عمل کامل.

 

اما گروه سوم ؛ «هم ایمان دارند و هم عمل»

گروهی که حضرت علی (علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه به عنوان متقین از آن‌ها نام می‌برد و عاشقانه گویی داستان خودش را برای همه بیان می‌کند اینان برای رسیدن به هدفشان مصمم هستند آنچنان که با اراده‌های آهنینشان کوه‌ها را از جا می‌کند.

همت الرجال تقطع الجبال : همت مردان کوه‌های بلند را قطعه قطعه می‌کند .

عملشان کامل است، برنامه‌ریزی دارند و پیروزی نتیجه حتمی آنان است و صد در صد به مقصد می‌رسند.

به نام خداوند رحمتگر مهربان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

سوگند به عصر [غلبه حق بر باطل] (1)

وَالْعَصْرِ (1)

که واقعاً انسان دست‌خوش زیان است (2)

إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ (2)

مگر کسانی که گرویده و کارهای شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایی توصیه کرده‌اند (3)

إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ (3)

سعادت

سوره عصر مصداق عینی آیات قرآن برای مراحل موفقیت است.

1. ایمان و اعتقاد راسخ.

2. عمل صالح.

3. توانمندی در تربیت خود و دیگران با امر به معروف و نهی از منکر.

و در نتیجه اینان یاوران پر اقتدار مهدی صاحب‌الزمان هستند؛ گویی کوه‌ها پیش اینان سر خم می‌کنند، وقتی نامشان می‌آید فرشتگان در عرش الهی درود و رحمت می‌فرستد؛ و سوارکاران مرکب سعادتند اینان شاگردان واقعی اهل‌بیت معصوم(علیهم السلام) هستند.

کارنامه ایمان و عملشان عالی است تو گویی امام زمان پای پرونده اعمالشان را شخصاً امضا زده است آری وجود مقدس امام خمینی(ره) و مرحوم حضرت آیة الله بهجت نمونه های گران بهای این گروهند.

 

طرح و الگوی قرآن برای موفق‌ها

هدفمند زندگی کنید

خود را کاملاً بشناسید، یعنی سرمایه های وجودی خود را درست ارزیابی کنید. پس از شناسایی خود، احساس نیاز به هدف عالی پیدا خواهید کرد.

توجه جدی به هدف عالی حیات موجب می‌شود که انسان دریابد که این هدف جز با به فعلیت رسیدن استعدادها و امکانات وجودی انسان میسر نیست.

همه کمالات بالقوه وجودتان باید به فعلیت برسد و خودتان معمار و سازنده خویشتن هستید؛ و شرط اصلی وصول انسان به کمالات ایمان است.

 

برنامه‌ریزی کنید

برنامه‌ریزی یعنی ترسیم وضعیت مطلوب آینده و تقسیم کار و وظایف بر زمان.

برنامه‌ریزی حرکتی سریع برای رسیدن به اهداف و خواسته‌ها یعنی حرکت به سوی اهداف به کمک بهترین وسایل، در کمترین زمان، با رعایت اولویت‌ها.

وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی

و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست (نجم – 39 )

پرونده اعمال بسیاری از ما در این دنیا همین گونه است. عمل ناقص و ایمان ضعیف مرکب همواری نیست که ما را به خوشبختی در دنیا و آخرت برساند به همین علت لنگان لنگان مسیر را طی می‌کنیم. گروه دوم ایمان دارند اما نه ایمان کامل و واقعی. عمل دارند اما نه عمل کامل

سعی کنید که وقت خویش را چهار قسمت کنید:

1. ساعتی برای مناجات با خدا.

2. ساعتی برای امر معاش.

3. ساعتی برای معاشرت با دوستان و افراد مورد اطمینان که عیوب شما را به شما می‌شناسانند و در نهادشان نسبت به شما دلسوزی و اخلاص دارند.

4. ساعتی نیز برای لذات حلال؛ و به سبب همین قسمت آخر است که به سه قسمت دیگر قدرت و نشاط پیدا خواهید کرد.

 

فرصت‌ها را دریابید.

استفاده از فرصت نیز اصل مهم دیگری است که با برنامه‌ریزی دقیق بدست می‌آید. اگر به زندگی روزمره‌ی خود نگاه کنیم، فرصت‌هایی می‌یابیم که می‌توان بسیار خوب از آن بهره برد.

زمانتان را به ساعات زنده و مرده تقسیم کنید. هیچ گاه در اوایل روز و صبح که ساعت‌ها زنده و پرانرژی روزتان است کارهای بیهوده نکنید، استفاده از برنامه‌های تلویزیون، ساعت‌ها تلفنی صحبت کردن، را از برنامه خارج کنید. و برعکس کارهای مهمتان را صبح‌ها انجام دهید. وقتتان را با نماز سر وقت تنظیم کنید آن موقع برکت را در تمام روز حس خواهید کرد.

 

دکتر حسابی

مرد علمی ایران، حافظ کل قرآن بود او در طول زندگیش، سختی‌های بسیار زیادی را متحمل شد اما استاد خم به ابرو نیاورد. در سن کودکی مجبور شد بار مسئولیت زندگی را بدوش بکشد.

پدرش سفیر ایران در کشور لبنان بود. خانواده‌اش را در کشور لبنان رها کرد به ایران برگشت تا در دربار قاجاریه صاحب منصب شود به همین علت دکتر محمود حسابی در مملکت غریب هم تحصیل می‌کرد و هم از مادر بیمارش که فلج شده بود نگهداری می‌کرد. این همه مشقات او را فقط قدرتمند کرد. تلاش و همت مثال زدنی او باعث شد تا مردم علم فیزیک ایران شد. اولین بیمارستانی را در ایران تأسیس کرد که در زمان رضاخان پهلوی، کارمندان آن همه با حجاب اسلامی بودند. او مایه افتخار همه ایرانیان است و خدا رحمتش کند.