در عصر حاضر، هر چند انسان ها به
پیشرفت های علمی و مادی بیشتری نسبت به قرن های گذشته دست یافته و ابزار
کامل تری را برای تسلط بر طبیعت فراهم آورده اند، ولی در دنیای درون خود
احساس نگرانی و اضطراب می کنند. درحقیقت، می توان گفت میان آسایش بشر و
آرامش او رابطه معکوسی به وجود آمده است.
علم با شناسایی اسرار طبیعت، انسان را در ساخت انواع و اقسام امکانات
رفاهی یاری داده و تکنولوژی به عنوان رهاورد بزرگ، نقش مۆثری را در آسایش
مادی انسان ایفا کرده است. با این حال، آرامش بشر به سبب تهی شدن زندگی او
از معنویت، تا حد زیادی خدشه دار شده و همین مسأله بهداشت روانی و سلامت
روحی نوع بشر را به خطر انداخته است .
بهداشت روان از جمله نیازهای بشر است ،که مطالعات زیادی در این زمینه
انجام شده ،و عمده مباحثش در پیشگیری از بیماری های روحی و روانی است،و
تلاش افرادی که در این زمینه فعال هستند،دو چیز است:
1-جست و جو و یافتن عواملی که ممکن است بهداشت روان فرد و جامعه را به خطر بیندازد.
2-شرایطی ایجاد شود ،که افراد جامعه از بهداشت روان برخوردار باشند.
دردنیای امروز شرایط نه تنها در جهت ایجاد آرامش پیش نمیرود ،بله در حال
قربانی کردن افراد جامعه است و در این شتاب بی حساب و کتاب ،مذهب و دین
سنگری است محکم و دارویی است ،پیش گیرنده و درمانگر برای افرادی به آن پناه
میبرند و درسایه ی رحمت الهی ،که در قالب دستورات دینیش ،برای ما ظاهر شده
،به تسکین خاطری شیرین و ماندگار میرسند،چرا که براساس تحقیقات ،مذهبی
بودن باعث کاهش خودکشی و طلاق ،یاس و ناامیدی و بسیاری دیگر از اختلالات
روحی و رفتاری می شود ،که این عوامل قویی هستند در ایجاد اضطراب در فرد و
جامعه.و اصلاح و تقوی و طهارت روحی،از ثمرات پربار مذهب در درون جان ما
است.
برخی عوامل ،باعث پیشگیری از اختلال، و ایجاد آرامش در فرد و به تبع آن جامعه می شوند،
قرآن کریم درآیات مبارکش خیلی از آنها را
ترسیم فرموده ،که برخی از آنها را در اینجا برای تأمل و اندیشه در عمق
معارف قرآنی می آوریم:
1-نماز
إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ
وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ
عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُون، كسانى
كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زكات
را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است؛ و نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگین
مىشوند(بقره:277)
در اهمیت دعا همین بس که قرآن کریم از زبان خدا می
فرماید: ای پیامبر! به بندگانم بگو اگر نبود دعای شما، پروردگارم اعتنایی
به شما نمی کرد: «قُلْ مَا یعْبَأُ بِکمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاوءُکمْ».به
قول استاد حسن زاده آملی: دل بی دعا بها ندارد و دلی بی بها، بها ندارد
2-صبر و بردباری
إِلاَّ الَّذینَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبیر ،مگر آنها كه (در سایه ایمان راستین،) صبر و استقامت ورزیدند و كارهاى شایسته انجام دادند؛ كه براى آنها، آمرزش و اجر بزرگى است!(هود:11)
3-تقوی
یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یجْعَلْ لَكُمْ
فُرْقاناً وَ یكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیئاتِكُمْ وَ یغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ
ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ، اى كسانى كه
ایمان آوردهاید! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، براى شما وسیلهاى
جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مىدهد؛ (روشنبینى خاصّى كه در پرتو آن، حق
را از باطل خواهید شناخت؛) و گناهانتان را مىپوشاند؛ و شما را مىزمرزد؛ و
خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است(انفال:29)
و عوامل دیگری که برخی برآی انجام دادن،و بعضی از آنها برای ترک کردن
هستد ،که آرامش روانی را تأمین میکنند، و عواملی هستند که اگر خلافشان عمل
شود ،به مرور فرد را بیمار وب عد جامعه را دچار تنش می کند مثل،دعا به
درگاه خدای متعال،نیکی به اقوام و یتیم ها،خوش زبانی و مهربانی و یا خدای
ناکرده فحش و بدزبانی،مسخره کردن دیگران و همه ی گناهانی که می شناسیم و
خداوند مارا از انجام آنها برحذر داشته،هرکدام به نوبه خود در ایجاد تنش
روانی تاثیر دارند.
4-توکل بر خدا
وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَی الَّذی لا یمُوتُ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَ كَفى بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبیر؛ و توكّل كن بر آن زندهاى كه هرگز نمىمیرد؛ و تسبیح و حمد او را بجا آور؛ و همین بس كه او از گناهان بندگانش آگاه است!(فرقان:58)
کسی که با توکل برخداود متعال ،حتی اگر در چند قدمی دشمن باشد و فکر کند
،یا مطمئن باشد ،که ممکن است تاچند لحظه بیشتر زنده نباشد ،آرامشش ،همچنان
پایدار خواهد بود و نماز که رکن آرام بخش روح و جانش است را ،ترک نخواهد
کرد و چنگ به حبل المتین الهی خواهد زد،که نمونه های فراوانی همه ی ما
سراغ داریم که یا خوانده ایم و یا شنیده ایم.
5- دعا و نیایش
در اهمیت دعا همین بس که قرآن کریم از زبان خدا می فرماید: ای پیامبر!
به بندگانم بگو اگر نبود دعای شما، پروردگارم اعتنایی به شما نمی کرد:
«قُلْ مَا یعْبَأُ بِکمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاوءُکمْ». (فرقان، 77.) به قول
استاد حسن زاده آملی: دل بی دعا بها ندارد و دلی بی بها، بها ندارد .
جا دارد ما به خود نگاه کنیم ،نه معرکه ی جنگ است و نه
درحال تیراندازی به سوی ما هستند ،آیا آرامش ما بیشتر است یا جان برکفان
جبهه ی هشت ساله ی دفاع مقدس؟!!
6- قرآن کریم
قرآن کریم خود را در آیات متعدد
«شفا» معرفی کرده است. منظور از شفا، شفا از بیماری های روان و قلب است.
بیماری هایی از قبیل: کفر، شرک، نفاق، بخل، حسد، کینه و .... یعنی قرآن
درمان و شفای آلودگی های معنوی و روانی است «یا أَیهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکمْ وَشِفَاء لِّمَا فِی الصُّدُورِ؛ (یونس، 57) ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است، و درمانی برای آنچه که در سینه هاست (درمانی برای بیماری دل های شماست )
7- توبه و استغفار
توجه به آمرزش خداوند و بخشش او؛ یعنی تمامی گناهان قابل آمرزش هستند.
تنها وسیله و بهانه ای می خواهد که یکی از آن وسایل توبه است: «وَأَنِیبُوا
إِلَی رَبِّکمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن یأْتِیکمُ الْعَذَابُ
ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ؛ (زمر، 54.) به درگاه پروردگارتان باز گردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آن که عذاب به سراغ تان آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید». توجه به آثار توبه و استغفار؛ هر کس بسیار استغفار کند برای او از هر اندوهی گشایشی و از هر تنگنایی راه نجاتی قرار می دهد.
درست است که در بحبوحه تبلیغات منفی و سم پاشی ها و همچنین بحران
اقتصادی هستیم ،اما قرآن همیشه کارآیی خود را داشته است اگر راهکارهایش را
سرلوحه زندگی خود قرار دهیم ،در هنگامه قرار گرفتن در طوفان های بلایا و
مصایب هرگز آرامش خود را از دست نخواهیم داد چه برسد به این نسیم ها که می
وزند و می روند انسان باید دریا دل باشد دل دریایی را که نسیم بر هم نمی
زند .
جا دارد ما به خود نگاه کنیم ،نه معرکه ی جنگ است و نه درحال تیراندازی
به سوی ما هستند ،آیا آرامش ما بیشتر است یا جان برکفان جبهه ی هشت ساله ی
دفاع مقدس.؟!!
اثر قرآن بر دل مؤمنان و ستمگران
"و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الاخسارا"
این
آیه شریفه، هشتاد و دومین آیه سوره مباركه اسرا مىباشد. در این سوره،
خداوند چندین بار راجع به قرآن كریم سخن به میان آورده، میفرماید این
قرآن، خلق را به راستترین و استوارترین راه هدایت مىكند و اهل ایمان را كه
نیكوكار باشند به اجر و ثواب عظیم بشارت مىدهد. در آیات 82 الى 100 این
سوره خداوند براى بار دوم در این سوره، قرآن كریم را معجزه و آیت پیامبر
اكرم صلى الله علیه وآله معرفى مىكند و همچنین رحمت و بركتش مىخواند.
معناى آیه : كلمه
"من" گاهى براى تبعیض و گاهى بیانیه است. علامه طباطبایى كلمه "من " را در
این آیه "بیانیه" دانستهاند زیرا شفاء و رحمت مخصوص قسمتى از قرآن نیست
بلكه اثر قطعى همه آیات قرآن است. بنابراین معناى آیه به این صورت خواهد
شد: "ما آنچه را كه شفاء و رحمت است را نازل مىكنیم ..." (1) اما بعضى از
مفسران این را احتمال دادهاند كه "من" در آیه به همان معناى تبعیض است و
اشاره به نزول تدریجى قرآن مىباشد (بخصوص اینكه جمله ننزل فعل مضارع است)
در این صورت معناى آیه چنین خواهد شد: "ما قرآن را نازل مىكنیم و هر بخشى
از آن كه نازل مىشود به تنهایى مایه شفاء و رحمت است و..." (2)
در
آیه بالا، خداوند قرآن كریم را شفاء نامیده است. دلهاى آدمیان نیز احوالی
دارد كه اگر قرآن را با آن احوال مقایسه كنیم، خواهیم دید كه همان نسبتى را
دارد كه یك داروى معالج با مرض دارد. انسان همانطور كه سلامتى و بیماری
جسمى دارد سلامتى و بیماری روحى هم دارد، و همانطور كه اختلال در نظام جسمى
او باعث مىشود كه دچار مرضهای جسمى شود همچنین اختلال در نظام روحى او
باعث مىشود به مرضهاى روحى مبتلا شود، و همانطور كه براى مرضهاى جسمیاش
دوایى است، براى مرضهاى روحى نیز درمانى دارد.
قرآن
رحمت است براى كسى كه طالب رحمت بوده و آن را براى خویش بخواهد. قرآن
شفاء از برای كفر، شرك، جهل، فساد و هر رذیلتى است، البته براى كسى كه
بخواهد براى خداوند تعالى خالص شود.
خداوند در میان مؤمنان گروهى را چنین معرفى مىكند كه در دلهایشان مرض دارند و این مرض غیر كفر و نفاق صریح است و مىفرماید: "لئن لم ینثه المنافقون و الذین فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدینة لنغرینك بهم" (3) و نیز مىفرماید: "و لیقول الذین فى قلوبهم مرض و الكافرون ماذا ارادالله بهذا مثلا"
(4) و اینكه قرآن كریم آن را مرض خوانده قطعا چیزیست كه ثبات قلب و
استقامت نفس را مختل مىسازد، از قبیل شك و ریب كه هم آدمى را در باطن دچار
اضطراب و تزلزل نموده به سوى باطل و پیروى هوى متمایل مىسازد و هم با
ایمان - البته با نازلترین درجه ایمان منافات ندارد و عموم مردم با ایمان
نیز دچار آن هستند و خود یكى از نواقص، نسبت به مراتب عالیه ایمان، شرك
شمرده مىشود و خداوند در این باره مىفرماید: "ولا یؤمن اكثرهم بالله الا و هم مشركون" (5) و نیز مىفرماید: "فلا و ربك لا یؤمنون حتى یحكمون فیما شجر بینهم ثم لا یجدون فى انفسهم حرجا مما قضیت و سلموا تسلیما " (6)
اما چرا خداوند قرآن را شفاى دل مؤمنین نامیده است؟
قرآن
كریم با حجتهاى قاطع خود، شكها و تردیدها را در راه عقاید حق از بین برده
با مواعظ شافى خود و داستانهاى آموزنده و عبرتانگیز، مثلهاى دلنشین، وعده و
وعید، انذار و تبشیرش و احكام و شرایعش با تمامى آفات دلها مبارزه كرده
همه را ریشهكن مىسازد، بدین جهتخداوند قرآن را شفاى دل مؤمنان نامیده
است. (7) مسعدة بن صدقة از امام جعفر صادق علیه السلام نقل مىكند كه "و انما الشفاء فى علم القرآن" (8)
قرآن رحمت است
چرا خداوند بعد از اینكه قرآن را شفاء براى مؤمنان معرفى مىكند آن را رحمت نیز مىخواند؟
رحمت
افاضهاى است كه به وسیله آن كمبودها جبران گشته حوایج برآورده مىشود.
قرآن دل آدمى را به نور علم و یقین روشن مىسازد و تاریكیهاى جهل و شك را
از آن دور مىكند و آن را به زیور ملكات فاضله مىآراید. (9) آیت الله
مكارم شیرازى مىنویسد: "شفاء" اشاره به "پاكسازى"، و "رحمت" اشاره به
"نوسازى" است (10) قرآن براى مردم و اهل قرآن رحمت است و شكى در آن نیست و
اهل قرآن كریم، ائمه هدى هستند كه خداوند مىفرمایند: "ثم اورثنا الكتاب الذین اصطفینا من عبادنا." (11)
قرآن
براى كسانى رحمت است كه به فرایض آن عمل مىكنند و آنچه را كه در قرآن
حلال استحلال، و آنچه را كه حرام است، حرام مىدانند. پس اینان مؤمنان
هستند كه وارد بهشت مىشوند و عذاب نمىشوند، بلكه از عذاب نجات مىیابند.
(12) همچنین در قرآن، شفا از افراط و تفریط در تفكرات و شعور انسان است. پس
این قرآن، عقل را از راههاى غیر حقیقى حفظ مىكند، انسان را در راههایى كه
مثمر ثمر باشد، آزاد مىگذارد، او را از استفاده كردن نیرو و توانش در
جاهایى كه فایده ندارد، باز مىدارد، به او برنامه سالم دقیق مىدهد،
فعالیت انسان را نتیجهدار کرده، از راههاى غیر حقیقى باز مىدارد. (13)
قرآن مؤمنان را صحت و استقامت افزوده و سعادتى بر سعادتشان اضافه مىكند
و اگر در كافران هم چیزى بیفزاید، چیز جز نقص و خسران نخواهد بود
قرآن
رحمت است براى كسى كه طلب رحمت مىكند و رحمت را براى خویش مىخواهد.
قرآن شفاء از كفر، شرك، جهل، فساد و هر رذیلتى است، البته براى كسى كه
بخواهد براى خداوند تعالى خالص شود. (14)
قرآن كریم از آن جهت كه
شفاء است، اول دل را انواع مرضها و انحرافات پاك مىكند و زمینه را براى
جاى دادن فضایل آماده مىسازد; از آن جهت كه رحمت است صحت و استقامت اصلى و
فطرى دل را به او باز مىگرداند; از آن جهت كه شفاء است محل دل را از
موانعى كه ضد سعادت است پاك كرده آماده پذیرش سعادت مىسازد; از آن جهت كه
رحمت است هیبت سعادت به او داده نعمت استقامت و یقین را در آن جایگزین
مىكند. بنابراین قرآن كریم هم شفاء استبراى دلها و هم رحمت; همچنانكه
هدایت و رحمتبراى نفوسِ در معرضِ ضلالت است. "ماهو شفاء و رحمة" (15) نظیر آیه "هدى و رحمة لقوم یؤمنون" (16) و جمله "و مغفرة و رحمة" مىباشد. (17)
قرآن، فزونى خسارت براى ستمگران
"و لا یزید الظالمین الا خسارا"،
مراد از ظالمین قهرا كفار خواهد بود زیرا سیاق آیه بیانگر اثرى است كه
قرآن در غیر مؤمنان دارد. البته بنا به گفته بعضى از مفسران كفار غیر
مشركین منظور است. و اگر آیه شریفه حكم مزید خسران را معلق بهوصف ظلم كرد
براى این بوده كه بهعلتحكم هم اشاره كرده باشد و بفهماند كه قرآن در
ایشان جز زیاد شدن خسران اثرى ندارد; زیرا با ارتكاب كفر به خود ستم
كردهاند.
كلمه "خسار" به معناى ضرر دادن از اصل سرمایه است، كفار
مانند همه افراد یك سرمایه اصلى داشتند و آن دین فطریشان بود كه هر دل ساده
و سالمى به آن ملهم است، ولى ایشان به خاطر كفرى كه به خدا و آیات او
ورزیدند از این سرمایه اصلى كاستند و چون به قرآن كفر ورزیدند و بدون منطق و
دلیل بلكه به ستم از آن اعراض نمودند، همین قرآن خسران ایشان را دو چندان
نموده نقصى روى نقص قبلیشان اضافه كرد.
رحمت
افاضهاى است كه به وسیله آن كمبودها جبران گشته حوایج برآورده مىشود.
قرآن دل آدمى را به نور علم و یقین روشن مىسازد و تاریكیهاى جهل و شك را
از آن دور مىكند و آن را به زیور ملكات فاضله مىآراید
البته
این در صورتى است كه از آن فطرت اصلى چیزى در دلهایشان مانده باشد و گرنه
هیچ اثرى در آنها نخواهد داشت و لذا به جاى اینكه بفرماید: "یزید الظالمین
خسارا" كه به معنى "در ستمگران خسران را زیادتر مىكند" فرمود: " ولا
یزیدالظالمین الاخسارا" كه به معنى "در ظالمان اثرى جز خسران ندارد" یعنى
در آن كسانى كه از فطرت اصلیشان چیزى نمانده هیچ اثر ندارد و در آن كسانى
كه هنوز از موهبت فطریشان مختصرى مانده این اثر را دارد كه كمترش مىكند.
(18) این خسران و نقصان نیز از جهت تكذیب و كفر آنها به قرآن كریم است.
همچنین خداوند مىفرماید: "فزادتهم رجسا الى رجسهم".
(19) در این قسمت زیاد شدن خسران كفار را خداوند مجازا به خود قرآن نسبت
داده زیرا خسران ایشان در حقیقت اثر كفر خود آنان و سوء اختیارشان و شقاوت
نفوسشان است. (20) در حدیثى كه منسوب به امام محمد باقر علیه السلام است
مىخوانیم كه حضرت مىفرمایند: جبرئیل بر پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله
نازل شد و فرمود: "و لا یزید الظالمین آل محمد حقهم الاخسارا". (21)
قرآن دارویى بدون عوارض جانبى
با
این اوصاف كه خداوند قرآن كریم را شفاء و رحمتبراى مؤمنان خوانده در واقع
آن را به عنوان یك دارو براى امراض جسمى و روحى معرفى كرده است. داروى
دردهاى جسمانى غالبا اثرهاى نامطلوبى روى ارگانهاى بدن مىگذارند تا آنجا
كه در حدیث معروفى آمده: "هیچ دوایى نیست مگر اینكه خود سرچشمه بیمارى دیگرى است."
(22) اما این داروى شفابخش هیچگونه اثر نامطلوب روى جان و فكر و روح آدمى
ندارد، بلكه برعكس تمامى آن خیر و بركت است. در یكى از عبارات نهج البلاغه
مىخوانیم: "شفاء لا تخشى اسقامه " یعنى اینكه "قرآن داروى
شفابخشى است كه هیچ بیمارى از آن بر نمىخیزد." (23) كوتاه سخن این كه قرآن
مؤمنان را صحت و استقامت افزوده و سعادتى بر سعادتشان اضافه مىكند و اگر
در كافران هم چیزى بیفزاید، چیز جز نقص و خسران نخواهد بود
1) ترجمه المیزان ، ج 25، ص 309
2) تفسیر نمونه،ج 12، ص 237
3) احزاب، 60
4) مدثر، 31
5) یوسف: 106
6) نساء 65
7) الصافى فى تفسیر القرآن، ج1، ص 986
و المیزان، ج 25، ص 310
8) تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص213 و 214
9) ترجمه المیزان ،ج 25، ص 310
10) تفسیر نمونه، ج 12، ص 237
11) تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص213
12) تفسیر المراغى، ج 5 ، ص86
13) تفسیر فى ظلال القرآن، ج 5، ص 63 و 64
14) تفسیر كاشف، ج 5، ص 77 و 78
15) یوسف، 111
16) نساء، 96
17) ترجمه المیزان ، ج 25، ص 311
18) همان منبع، ج 25، ص 311 و 312
19) الكشاف، ج 2، ص 465
20) طباطبایى: همان منبع، ج 25، ص 311 و 312
21) الصافى فى تفسیر القرآن، ج1، ص 986 ; نور الثقلین، ص 213 و 214
22) سفینة البحار
23) فیض الاسلام: نهجالبلاغه، خطبه 198