فاطمه اطهر(س) عطیه خداوند
فاطمه اطهر(س) بانوی بانوان دو جهان، عطای خداوند سبحان، کفو و یگانه همتای امیرمؤمنان(ع)، و یکی از علل آفرینش عالم امکان است.فاطمه اطهر(س) میوه بهشت است و درختی مبارک که آبشخور ریشه اش، دلهای شیفته مؤمنانی است که از کوثر وجود او سیراب شده اند. فاطمه(س) عطیه ای الهی و وجودی دست نایافتنی است که درک ژرفای اقیانوس کوثر او، در توان ما نیست. در ساحل بیکران وجود او، جز دستی نمی توان تر کرد و جز جرعه ای نشاید که نوشید. کرانه دریای وجود او به کرانه های هستی ختم می شود. امّا مگر هستی را کرانه ای هست.معنویت قدسی آن بانوی بی همتا در قرآن کریم، جلوه ای ویژه یافته، جمال معنوی
و اوج طهارت و عصمتش، در آیه تطهیر(1) درخشش انسان کامل را متجلّی ساخت، آیه مباهله(2) شاهدی بر شکوهمندی و قدر و جلالتش گردید.و سوره هل أتی(3) جلوه ای از مروّت و ایثار آن بزرگوار را همراه با عارفانه ترین زمزمه هستی علی حُبِّه، تجسّمی زیبا بخشید.این جویبارهای فضیلت به هم پیوند خورد و در سوره کوثر مجموعه ای دل انگیز از زیبایی ها و اصالتها را رقم زد و آن را به عنوان، هدیه و عطیه ای الهی تقدیم رسول خاتم الانبیاء، محمد مصطفی(ص)، کرد؛ زیرا، فاطمه (س) یکی از مظاهر فیض مداوم و جریان پربرکت حرکت محمدی است که استمرار آن را با ذریه خویش تضمین کرد. در این راستا نگاهی گذرا به سوره کوثر داریم:این سوره که کوتاه ترین سوره قرآن کریم است، در مکه معظمه بر پیامبر اسلام (ص) نازل شده است.
هنگامی که دو پسر رسول خدا (ص) به نام های: عبدالله و قاسم در مکه از دنیا رفتند و حضرت فاقد فرزند پسر شد،(4) این موضوع موجب شد که مشرکان فرصت طلب مکه که به شدت تحت تأثیر فرهنگ منحط دوره جاهلیت قرار داشتند و ارزش انسان را تنها در داشتن فرزند ذکور می پنداشتند، با شادی و هیجان، لب به تمسخر و طعن و شماتت بگشایند؛ و افرادی چون عاص بن وائل، رسول خدا را ابتر بخوانند.(5)
واژه ابتر در لغت عرب به مقطوع الذنب؛ یعنی، دم بریده و الذی لا عقب له؛ یعنی، شخصی که نسلش قطع شده باشد، اطلاق می شود.اعراب جاهلیت، طبق سنت دیرینه خود برای فرزند پسر اهمیت فوق العاده ای قائل بودند و او را تداوم بخش برنامه های پدر می شمردند؛ ازاین رو، بدخواهان قریش چنین می گفتند: که دیگر محمد(ص) فرزند پسر ندارد تا راه او را پیش بگیرد و دین و آیینش را ترویج کند؛ بنابراین، وقتی از دنیا رفت، از جهت دین و آیینش آسوده خاطر خواهیم ماند.(6)
این تبلیغات شوم و برخوردهای ناهنجار، سخت قلب پاک رسول خدا(ص) را غمگین و مکدّر نمود و همچنان ادامه پیدا کرد؛ چنان که نزدیکان و علاقه مندان آن حضرت به شدت در تنگنا قرار گرفتند تا این که قرآن مجید نازل شد و با طرز اعجازآمیزی در سوره کوثر به آنها پاسخ گفت و خبر داد: که دشمنان آن حضرت ابتر خواهند بود و برنامه های حیاتبخش اسلام و قرآن کریم هرگز قطع نخواهد شد.
ناگفته نماند بشارتی که در این سوره به رسول خدا(ص) داده شد، از یک سو ضربه ای محکم بر امیدهای دشمنان اسلام بود و از سوی دیگر تسلی خاطری برای آن حضرت بود که بعد از شنیدن آن لقب زشت و توطئه دشمنان فرصت طلب، قلب نازنینش را غمگین کرده بودند.خدای متعال بدین وسیله با نزول سوره کوثر پیامبرش را خشنود نمود و فرمود:ما به تو کوثر (خیر و برکت فراوان) عطا کردیم؛ پس، به شکرانه این نعمت، برای پروردگارت نماز بخوان و شتر قربانی کن. همانا، دشمن تو ابتر و مقطوع النسل است.
به بیان روشن تر، یعنی: ای پیامبر! هرگز غمگین و محزون مباش! گرچه پسرانت را از دست داده ای؛ امّا فقط فرزند پسر نیست که همواره مایه افتخار باشد و به عنوان سرمایه ماندگار مطرح شود؛ بلکه چیز دیگری نیز می تواند جایگزین آن باشد و حتّی بهتر از فرزند پسر، خلأها را پر کند و کاستی ها را جبران نماید و آن، کوثر است که ما به تو عطا کردیم. به یقین دشمنان تو، با این که دارای پسران زیاد و نیرومندند، منقطع النسل و بی پیرو خواهند ماند و نسلشان منقرض خواهد شد.
منزلت و معنای سوره
در عظمت و اهمیت این سوره همین بس که:
اولاً: کوتاه ترین، و در عین حال یکی از پرمحتواترین سوره های قرآن کریم به شمار می آید.
ثانیا: ترکیبات و مفردات این سوره مانند: إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ، اَلْکَوْثَر، فَصَلِّ، لِرَبِّکَ، وَانْحَرْ، إِنَّ شَانِئَکَ و هُوَ الاْءَبْتَرُ؛ فقط در همین سوره آمده و در هیچ جای قرآن کریم تکرار نشده است.
واژه کوثر از ریشه کثرت است و بر چیزی اطلاق می شود که شأنیت کثرت در او باشد. علامه طبرسی در معنای لغوی کوثر می نویسد: الکوثر، فوعل من الکثرة و هوالشی ء الذی من شانه الکثرة و الکوثر، الخیر الکثیر؛ کوثر صفت مبالغه و وزن فوعل را دارد و برگرفته از کثرت است و آن عبارت از چیزی است که شایستگی زیادی را داشته باشد و منظور از آن خیر فراوان است.(7)
برای کلمه الکوثر در این سوره بیش از بیست و پنج معنا و احتمال مطرح کرده اند(8) که از جمله آنها می توان به چشمه ای در بهشت، خیر کثیر که در منابع شیعه و سنی به چشم می خورد، اشاره کرد.
قرطبی مفسر بنام اهل سنت، با وجود آن که بین این دو معنا و آیات دیگر سوره، تناسبی نمی بیند و بدان اعتراف دارد؛ اما به جهت این که برای معانی دیگر کوثر مؤیدی از روایات نیافته، همین دو معنا و احتمال را برگزیده است.(9)
بیضاوی، از دیگر مفسرین اهل سنت، می گوید مراد از کوثر، زیادی فرزندان و پیروان است.خیر فراوان در این آیه به امور مختلفی از جمله: قرآن، نبوّت، چشمه ای در بهشت، علما، زیادی فرزندان، حوضی در بهشت، حکمت و شفاعت تفسیر شده است. هیچ کدام از معانی یاد شده با یکدیگر منافات ندارد؛ زیرا همه بیانگر همان مضمون متعالی کوثر و خیر فراوانند.
نکته شایان توجّه این است که این زیادی فرزندان و نسل پیامبر(ص) که از چشمه سار فاطمه(س) جوشیده است، در میان دیگر معانی از درخشش و جلوه بیشتری برخوردار است. چنان که شواهد و قرائن زیر مؤید آن است:
1. شأن نزول سوره: مفسران شیعه و اهل سنت در شأن نزول این سوره این گونه نگاشته اند که: عاص بن وائل در مقابل یکی از درهای مسجدالحرام بنام باب بنی السهم با رسول خدا(ص) ملاقات کرد و با آن حضرت به گفتگو پرداخت. قریشی ها که شاهد این منظره بودند از او پرسیدند: با چه شخصی سخن می گفتی؟ او با عبارات بی شرمانه و گستاخانه گفت با ابتر. این پاسخ به آن جهت بود که عبدالله، آخرین فرزند پسر پیامبر(ص)، زندگی را بدرود گفته بود. و عرب جاهلی کسانی را که دارای فرزند پسر نباشد ابتر قلمداد می کردند؛ زیرا تنها راه استمرار اهداف فرد را در وجود پسر می دانستند. در نتیجه، این شأن نزول متناسب با سرزنش آنان خواهد بود.
فخر رازی، از علمای اهل سنت، دراین باره در تفسیر خود می نویسد: سومین نظر در معنای کوثر این است که منظور از آن، فرزندان آن حضرت است و این به آن جهت است که، این سوره در ردّ کسانی نازل شده است که از آن حضرت به خاطر نداشتن فرزندان عیب جویی می کردند که در این صورت معنای آن این است که: خداوند به تو فرزندان و نسلی عطا می کند که در طول تاریخ برقرار خواهند ماند؛ سپس می گوید: ببین که چقدر انسانها از اهل بیت پیامبر(ص) به شهادت رسیده اند، امّا جهان همچنان
شاهد رونق فزاینده آنان است، آن گاه بنگر که چه تعداد از بزرگان اندیشمند مانند امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا(ع) و محمد نفس زکیه در میان آنها جلوه گر شده است.(10)
بیضاوی، مفسر اهل سنت، نیز زیادی فرزندان و پیروان را در شمار معانی کوثر ذکر می کند.
درمیان مفسران شیعه، علامه طبرسی(ره) در مجمع البیان و علامه طباطبایی در تفسیر گرانسنگ المیزان مخاطبان خود را به این معنا توجه داده اند. در تفسیر المیزان دراین باره به خوبی استدلال شده است.
2. دومین شاهد براین که در کوثر معنای فرزندان فراوان منظور شده، ذیل سوره شریفه است که می فرماید: إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الاْءَبْتَرُ به تحقیق دشمن تو بی دنباله است، زیرا که ظاهر کلمه ابتر عبارت از قطع نسل و بی فرزندی است؛ چنان که شأن نزول سوره آن را تأیید می کند و یا دلیلی بر انحصار به یکی از موارد آن مثل جداشدن از خیرات... است.
در هر صورت بدون دنباله بودن از نظر فرزند، در معنای ابتر ملاحظه شده است که خود دلیلی بر این است که در کوثر معنایی مقابل آن ارائه شده است؛ یکی وجود فرزندان بسیار است که به پیامبر(ص) اعلام می دارد که: ای پیامبر! ما به تو خیر فراوان، از جمله فرزندان بسیار دادیم و دشمن تو برای همیشه تاریخ از تمامی نیکی ها و ازنسل و فرزندان منقطع و جدا خواهد بود و از آنجا که بستر کوثر و جریان پرفیض و مداوم، در وجود مقدس حضرت فاطمه(س) قراردارد، به عظمت این سرچشمه خیرات و وجود با برکت بیشتر می توان پی برد. وجود مقدسی که نعمت بزرگ الهی و استمرار فرزندان پیامبر اسلام(ص) به وسیله او تحقق یافت، تا شخصیت زن را در ابعاد معنوی و اجتماعی جلوه بیشتری بخشیده و هیچ فردی به خود اجازه ندهد که فرزندش را تنها به خاطر جنسیت مورد تحقیر قراردهد، زیرا، یگانه الگو و اسوه زن مسلمان، فاطمه (س) است.
مکتب فاطمه (س) مجموعه ای از فضایل انسانی و منظومه ای از گلواژه های نیک زیستن است که در هسته مرکزی آن پیامبر قرار گرفته است و فرزندان معصومش، اقمار این منظومه اند. جهان امروز به همان مقدار نیازمند به آرمانهای فاطمی است، که جامعه دیروز جاهلی.
سوره کوثر، خود گواه خوبی بر این مطلب است که تبار و ذریّه پیامبر (ص) از دختر گرانمایه اش فاطمه (س) استمرار می بابد، چنان که علامه طباطبایی(11) به آن توجّه داده است. البته این معنا را از آیات دیگر به صورت آشکارتری می توان دریافت. همچنین به دو نمونه آن در مناظره امام کاظم(ع) با هارون الرشید تصریح شده است، زمانی هارون الرشید از حضرت پرسید: چگونه شما می گویید ما از فرزندان پیامبریم، با این که به جا ماندن نسل، از پسر است نه دختر و شما فرزندان دختر اویید؟ حضرت در پاسخ او، آیه ای از سوره انعام را قرائت کرد ...هَدَیْنَا وَنُوحًا هَدَیْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَیْمَانَ وَأَیُّوبَ وَیُوسُفَ وَمُوسَی وَهَارُونَ وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ(12) هدایت نمودیم، از فرزندان او، نوح یا ابراهیم، داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون و این گونه نیکوکاران را جزا می دهیم و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را که همه از شایستگان بودند.
آن گاه، حضرت از هارون الرشید پرسید: پدر عیسی کیست، که به وسیله آن از فرزندان نوح یا ابراهیم به شمار آمده است؟ هارون گفت: عیسی پدری نداشت. امام بی درنگ فرمود: همان گونه که خداوند عیسی را به وسیله مریم از فرزندان انبیاء محسوب داشته است، ما نیز به پیامبر اسلام(ص) از طریق مادرمان فاطمه(س) انتساب پیدا کرده ایم و از فرزندان آن حضرتیم. آن گاه حضرت آیه شریفه مباهله را تلاوت کرد: ... فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ... و فرمود: هیچ کس ادعا نکرده است که پیامبر(ص) غیر از علی بن ابی طالب و فاطمه و حسن و حسین، در زیر کساء (عبا) داخل کرده باشد، بدین ترتیب معلوم می شود، منظور از ابنائن، پسران ما، حسن و حسین اند که خداوند آنها را پسران رسول خود خوانده است.(13)
رسول مکرم اسلام (ص) مأمور می شود که به شکرانه این نعمت بزرگ، در پیشگاه باعظمت پروردگار سر تعظیم و کرنش فرود آورد، نماز بجای آورد و قربانی کند. برای وانحر معنای دیگری نیز در روایات شیعه و سنی به چشم می خورد و آن عبارت است از بلند کردن دستها تا مقابل گوشها به هنگام تکبیر گفتن در نماز.
فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ پس برای پروردگارت نمازگزار و نحر کن. سپاسگزاری و کرنش به آستان الهی از وظایف مهمی است که عقل هر انسان برایش مقرّر می دارد. سرشت انسانها مبتنی بر قدردانی از فردی است که به او نیکی کرده است و از آنجا که تمامی نعمتها از جانب خداوند به انسان ارزانی شده است، سپاسگزاری از او جلوه دیگری به خود می گیرد که در این سوره مبارکه در نماز و نحر تجسم یافته است.
هر معنایی که در نحر منظور باشد، چه قربانی کردن شتر و چه بالابردن دو دست تا روبروی گلوگاه و یا جلو آوردن روی سینه به هنگام تکبیرهای نماز، همه نشانه سپاسگزاری از نعمتهای خداوند است و نماز و نحر در صورتی می تواند اعلام سپاس باشد که فقط برای خدا و در جهت پروردگار جهان باشد.
إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الاْءَبْتَرُ به یقین دشمن تو بی دنبال و بی خیر است. یکی از جلوه های اعجاز قرآن، که در این سوره نیز محقق شده است، خبرهای غیبی و پیشگویی های قاطع و انطباق آن با واقعیتهاست که به روشنی موارد زیادی را در آیات قرآن می توان یافت؛ ازجمله، داستان پیشگویی پیروزی رومیان بر ایرانیان، پس ازآن که آنها مغلوب ایرانیان گشتند و آن را نه سال قبل پیش بینی کرد و به همان گونه نیز تحقق یافت.(14)
پیش بینی دیگر مربوط به آیه شریفه إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الاْءَبْتَرُ است. دشمن که از سر غرور و نخوت به زیادی تعداد و فرزندان خویش می بالید و مسلمین را ناچیز می انگاشت و به خصوص بعد از فوت فرزند رسول خدا (ص) کار را تمام شده تلقّی کرد و گمان برد پیام و رسالت پیامبر در میان انبوه حوادث تاریخ به فراموشی سپرده خواهد شد، دراین هنگام قرآن کریم پیشگویی کرد که دین تو جهانگیر خواهد شد و کار دشمنان به نافرجامی و تباهی خواهدکشید و امروزه که پس از چهارده قرن حضور سرافراز اسلام را در جهان مشاهده می کنیم، درخشش اعجاز این سوره را هرچه بیشتر حس کرده و آن را به عنوان نشانه صدق دیگری بر رسالت پیامبر اسلام (ص) اعلام می داریم.
پی نوشت ها:
1. سوره احزاب، آیه 33.
2. سوره آل عمران، آیه 61.
3. سوره دهر، آیه 1.
4. ناگفته نماند که پیامبر)ص( در سال هشتم هجرت در مدینه نیز صاحب فرزند دیگری به نام ابراهیم از ماریه قبطیه شد، که قبل از این که به دو سالگی برسد، از دنیا رفت و وفات او قلب پاک پیامبر )ص( را آزرد.
5. ابوالحسن علی بن احمد الواحدی النیشابوری، اسباب النزول، ص 307 جلال الدین سیوطی، الدرالمنثور، ج 6،ص 402 طبع دارالمعرفه.
6. حاشیه محیی الدین شیخ زاده علی تفسیر القاضی البیضاوی، ج 8، ص 700 الفتوحات الالهیه، سلیمان بن عمر شافعی، ج 8، ص 418.
7. مجمع البیان، ج 5،ص 548.
8. جلال الدین سیوطی، الدر المنثور، ج 6، ص 403، علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 20،ص 370.
9. ابوعبدالله محمد بن احمد الانصاری القرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج 20، ص 218، طبع مؤسسة التاریخ العربی.
10. تفسیر فخر رازی، ج 32،ص 124.
11. المیزان فی تفسیرالقرآن، ج 20،ص 371.
12. سوره انعام، آیه 84.
13. بحارالانوار، ج 48،ص 128.
14. سوره روم، آیه 3.
کربلا یعنی که یار رهبری/