درسهایی که باید از ام ابیها آموخت
با فرارسیدن سال جدید و تقارن آن با ایام شهادت حضرت فاطمۀ زهرا(س)، لزوم بسط و گسترش آموزه های فاطمی، می تواند در نوع خود منجر به تقویت آموزه های معنوی در سطح جامعه گردد فصل دل انگیز بهار ظاهری زیبا دارد و باطنی زیباتر. ظاهر بهار، تصاویر روح افزایی است که در سنجش زیباشناسی، بسیار کوچکتر از باطن زیبای بهار است. رسول خدا(ص) فرمودند وقتی بهار را دیدید بسیار یاد "نشور" کنید (اذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور)، "نشور" نه یعنی مرگ، یعنی برانگیخته شدن و بیدار گشتن پس از مرگ.

این باطن بهار است، بیدار شدن پس از خواب دراز و البته مرگ و خواب خلاصه در جسم نمی شود، بعثت دیگری نیز داریم و آن بیدار شدن روح انسان است، و چه چیزی زیباتر از بهاری شدن روح انسان!؟ به راستی که بیدار گشتن ضمیر آدمی و رستاخیز جان، هزار بار زیباتر از سبزه زاران. شاید جلوه همین مفاهیم است که بهار امسال، نوروز و فاطمیه را در کنار هم برایمان سوغات آورده. چرا که بهار بیداری طبیعت خواب رفته است و فاطمیه بهار جانهای به خواب زده.
ظاهر زیبای بهار را در رویش دوباره طبیعت ببینیم و باطن زیباتر آن را در صدیقه کبری(س) جستجو کنیم. بهار با تمام زیبایی ظاهری اش، بدون رستاخیز فاطمی و پیام تحول آفرین فاطمیه هیچ تغییری در آدمی نخواهد داشت. بدون فاطمیه، بهار خلاصه در چند تابلوی زیبا میشود که پس از مدتی در چشم انسان رنگ میبازد. اصلا باید گفت بهار بی فاطمه(س) معنا ندارد. کالبدی خالی از روح که فقط چشم پُر کن است نه دل پُر کن.حالا که موسم پرداختن به ظاهر و باطن بهار به زیبایی تلاقی کرده است، زمینه بیش از پیش فراهم شده تا لااقل به آن اندازه که زیبایی ظاهری را ملاحظه میکنیم نگاهی دقیقتر به زیبایی باطنی، آثار و ابعاد آن داشته باشیم و برای این منظور نگاهی دوباره به کلمات نورانی دختر گرامی رسول خدا(ص) قدم اول است
در مکتب فاطمه(س)، مسئولیتهای اجتماعی و تبلیغی، هیچگاه تعارضی با وظایف همسری و مادری در خانه ندارند، چراکه هرکدام در جایگاه خاص خود معنا یافته و در مجموع تشکیل دهنده نظام و مکتبی هماهنگ اند و اساسا اگر بخواهیم از مکتب حیات بخش اسلام در موضوع بحث برانگیز زن دفاع کنیم، ثقل کلام همین حکیمانه بودن دستورات دین خاتم است. و مفهوم حکمت یعنی وظایف زن از منظر اسلام در قالب نظامی است که هیج تعارضی بین اجزائش دیده نمی شود، حضور اجتماعی و انجام وظایف دیگر هر دو اصیل اند و هیچکدام نافی دیگری نیستند.
در الگوی پیش روی ما، فاطمه(س) آنچنان در خدمت خانه و همسرداری است که گویا هیچ وظیفه دیگری ندارد و آن هنگام که برای دفاع از جایگاه امامت قدم بیرون از خانه می گذارد، چنان است که گویی سالها در صف اول مبارزه با منافقین بوده است. این خصوصیت کاشف از وجود تدبیر و حکمتی دقیق در مجموعه دستورات دینی است که بانوی بزرگ اسلام، عامل آنهاست.
آن مشکلی که وجود مبارک فاطمه (س) به پاس او به مبارزه برخاست، هم در خطبه مسجد، هم در خطبه منزل، در این دو خطبه گلایه کرد، اعتراض کرد، از ولایت دفاع کرد، این بود که جامعه به آن گرفتاری ناکثین و مارقین و قاسطین مبتلا نشود، الآن هم همان خطری که علی بن أبیطالب را تهدید میکرد، انقلاب ما را تهدید میکند. درباره فاطمه زهرا سلام الله علیها از دو محور باید سخن گفت: یک محور مربوط به تحقیقات علمی است که برای ما ثمره علمی و نتیجه اعتقادی دارد و پشتوانه مسائل اخلاقی، فقهی، حقوقی ما هم هست.
محور دوم آن بخشی است که مستقیماً به ما مربوط است، ما باید تأسی کنیم، آن را اسوه قرار بدهیم، الگو بدانیم، پیروی کنیم و مانند آن.آن بخشی که مربوط به مسائل اعتقادی است و ثمره علمی دارد بررسی مقام منیع آن بانو است که این همتای قرآن کریم است، همتای نبوت است، همتای رسالت است، همتای ولایت است. چیزی از ولی الله مطلق کم ندارد، اینها یک نورند و مانند آن.

زهرای مرضیه سلام الله علیها به ما آموخت، در دفاع از ولایت، باید تا پای جان ایستاد و هیچ بهانهای از جمله زن بودن، تنها بودن و حتی داشتن فرزندی عزیز، همراه و در راه، نمیتواند این وظیفه را از دوش تو بردارد؛ به ما آموخت حتی در صورتی که آن امام و ولی، خودش مکلف به سکوت باشد، تو موظف به دفاع از او در برابر غاصبان حریم ولایتی. تو وظیفه داری برای برپایی ولایت امام مظلومت، تا پای جان مایه بگذاری. فاطمه زهرا (س) به ما عملاً گفت دفاع از جبهه حق، زن و مرد نمیشناسد، باید فریاد زد، باید مردانه ایستاد.
اُم رسول خدا به شیعیان پیام میدهد، اگرچه امام در مسیر وحدت و سکوت باشد، وظیفه تو روشن کردن و جداسازی جبهه حق از باطل است. فاطمه (س) با عملش به ما میآموزد، اگرچه رهبر و مرجعت، شمشیر روی جریان تمامیت خواه نمیکشد، تو باید از او و از راه حق او، دفاعی جانانه داشته باشی! تو گرچه میبینی امامت برای حفظ رشتهی امنیت جامعه از دسیسههای رنگارنگ سکوت کرده، حتی در دفاع از تو، تویی که خودت را فدای او میکنی، سکوت کرده، ولی این سکوت نه تو را مأیوس میکند و نه کوچکترین شکی در دفاع از جبهه حق، در تو بوجود نمیآورد.
فاطمه مرضیه (س) به ما آموخت گرچه امامش به دستور پیامبر خدا، مجبور به پذیرش و بیعت با استوانههای خودساخته صدر اسلام شد، تو میتوانی با سخنرانیهای بیدارگرانهات، پایههای ستون حکومت باطل آن خودخواهان خودبرتربین را، که برای دستیابی به صندلیهای قدرت از هیچ جنایت و تقلبی دست نمیکشند، بلرزانی! آن بانوی گرامی، به ما آموخت میتوانی در اوج فشار جبهه باطل، تنهای تنها باشی ولی از تنهایی و بیکسی هراسی به خود راه ندهی. میتوانی دختر رسول خاتم باشی، رسولی که امتی را از جهل و دخترکشی نجات داد ولی دختر شهید او به دست همان نجاتیافتگان از جهلِ عربِ بدوی شوی!
او به ما آموخت، در گرد و غبار قدرتطلبی باطلان، میتوان مادر چهار فرزند امام حق باشی و خود و یکی از فرزندانت را فدای راه استقرار حکومت آن امام کنی تا شناختی به وسعت تاریخ به آزادگان عالم هدیه دهی؛ تا الگو شوی برای همه شیعیان؛ تا الگو شوی برای سه فرزند دیگرت. حسن (ع)، حسین (ع) و زینب (س) که چه خوب از مادر، دفاع از حق را آموختند. زهرای مرضیه اولین شهید راه ولایت، خود، محسن، حسن و حسینش را نیز فدای راه استقرار ولایت کرد.
فاطمه (س) به ما میگوید از پس هر رهایی از جهل ممکن است، شیطان با قیافهای دیگر وارد شده و گمراهت کند و تو باید پرچم آگاهی ملتت شوی. ام ابیها با عملش به ما گفت، میتوان سالهای عمرت به محاسبه کم باشد ولی اثر فریاد عدالتطلبیات میتواند تو را الگوی جاودانه تاریخ کند. بانوی گرانقدر اسلام به پیروانش میآموزد، مردانگی در زورگویی در برابر ضعیفان نیست، در دفاع مردانه از مظلومان عالم است. او میآموزد، مردانگی به کرنش در مقابل کدخدایان زورگو نیست به ایستادگی با دست خالی، در مقابل شمشیر به دستان ظالم تاریخ است.فاطمهی علی (ع) به ما آموخت عشق به رسول و امام، عشق به همه خوبیهاست و ایستادگی در راه امام و شهید شدن در دفاع از او، بالاترین پاداش را نزد خدای متعال دارد. اولین شهید راه امامت، بانوی بزرگی است که میدانست این تبار پاک ولایت، راهشان همواره با مظلومیت توأم است. شهادت او پرچم آغاز مظلومیت ولایت شد تا امروز که مهدی فاطمه (عج)، در پس صدها سال غفلت و غیبت امت، مظلومانه منتظر ظهور آنهاست، چشم به بیداری ما دوخته است.
دفاع از ولایت، مهمترین رکن اعتقادی حضرت فاطمه(س) است و ایشان آنچنان ذوب در ولایت است که در جریان رحلت رسول اکرم(ص) مشاهده میکنیم، حضرت(س) تنها کسی است که حق امام علی(ع) را بر همگان روشن و دسیسههای توطئهگران را برای کسب منصب خلافت مسلمین رو میکند.
به عبارت دیگر حضرت فاطمه(س) اولین فردی است که با فتنه زمان خود مبارزه میکند، چرا که امامت و ولایت، مهمترین پایه اعتقادی و زیربنای زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما شیعیان محسوب میشود و جایگاهی بالاتر از نماز دارد، همانطور که میدانید، پس از رحلت نبیمکرم اسلام(ص) مسأله خلافت مسلمین مطرح شد و حال آنکه این موضوع مهم در آخرین حج پیامبر(ص) و در واقعه غدیر بر همگان روشن و مسجل شده بود که علی(ع) به عنوان جانشین رسول خدا(ص) منصوب و اداره امور مسلمین نیز به ایشان تفویض شده بود.
ضرت فاطمه(س) در صحبتها و خطابههای خود بارها و بارها همگان را به این نکته توجه داد که حق ولایت و امامت سازشناپذیر است و نباید نسبت به تنها یادگار رسول خدا(ص) با مسامحه برخورد کنیم، ضمن اینکه باید در این مسیر از مال و جان خویش بگذریم تا سلسله ولایت مستدام و پایدار بماند، فاطمه(س) همواره تأکید داشت که ولایت، ریشه و بن مایه اصلی اسلام است و نباید در این مسیر نورانی، سیاست تردید و جود داشته باشد، ایشان در خطابههای خود پیوسته مسأله غدیر را عنوان میکردند تا اذهان خفته بیدار شوند و ولایت مورد غفلت واقع نشود.
فرهنگ ظلمستیزی و مدافع حریم ولایت بودن با شهادت حضرت زهرا(س) جان گرفت و ایشان با نثار جان خویش درخت ولایت را بارور کردند و این جریان تداوم یافت و ما در قیام عاشورا نیز این مسأله را به وضوح میبینیم که حضرت عباس(ع) در دفاع از ولایت و حفظ احترام امام و حجت خدا تا پای جان ایستادگی کرد و با لب تشنه به شهادت رسید، دفاع از ولایت با قیام فاطمی آغاز و تا قیام پرشور و حیاتبخش امام زمان(عج) تداوم خواهد داشت. چرا که مزار حضرت زهرا(س) بر همگان مخفی است و این هم ابتکار عملی از سوی حضرت صدیقه طاهره(س) بوده است تا دشمنان بدانند مبارزه این بانوی مکرمه برای صیانت از ولایت امام معصوم همچنان ادامه دارد.
مهمترین درس سیره ولایی فاطمه(س) این است که تابع محض ولایت باشیم و همان طور که حضرت زهرا(س) از ولایت صیانت کرد تا رسالت نبوی تا قیامت پایدار ماند، ما نیز باید در دفاع از ولایت و پاسداشت ارزشهای امامان معصوم، آن هم در عصر حاضر که دوران غیبت است و انتظار فرج، از هیچ تلاشی مضایقه نداشته باشیم، ضمن اینکه در عصر حاضر که زمین پر از انفاق، دورویی و انحرافات شده، تنها راه حفظ ایمان، برای ما بصیرتافزایی است تا حفظ ایمان برای ما بصیرت افزایی است تا در شرایط سخت زندگی راه درست را از غلط تشخیص دهیم و بصیرت توسعه پیدا نمیکند، مگر با تأسی به ولایت که البته در دوران غیبت تبعیت از ولی فقیه بر همه ما واجب است و ما باید پشتوانه خوبی برای ولایت فقیه باشیم، یادمان باشد بیتوجهی به ولایت فقیه موجب نابودی ما میشود و آنچه رشته ارتباط ما را با حضرت حق محکم میکند توجه به ولایت است، بنابراین همه ما تکلیف داریم که تابع محض فرامین ولایت فقیه باشیم که با رهنمودهای ایشان از راه درست منحرف نخواهیم شد.

حرف آخر:
غرض، یک انبار خاک خورده عذرخواهیست که میخواهیم بعد از سالها بلاتکلیفی به خاک پایتان بریزیم. و برای یک پشیمان، چه سرمایهای مانده جز افسوس که امیدواریم به مدد نفس شما ای مادر هستی، انگیزهای شود برای برگشت. برگشت از هر مسیری که شما و نسل شما، خذر آن نیستید. برگشت به هر راهی که شما و شجرهی شما، هوادار آن است.
عذرخواهی نه بخاطر اینکه بعضی از دختران ما آن چیزی نیستند که شما میپسندی، حتی برخی از زنهای ما. نه بخاطر اینکه حجابشان چه هست و چه نیست. حیا و متانتشان کم است و زیاد، نه. اینها که موجهای روی آب دریاست. دریایی که پیش از این، بیش از اینها متین بود. عذر ما بخاطر سنگهاییست که از سر بازیگوشیهای بچگانه، به آرام دریا انداختیم و نمیدانستیم، این لهو و لعب دنیا، روزی آنچنان بر سر خود ما خراب میشود که جان این جهانی ما نه، که همهی هستی و عقبای ما را خواهد برد.
ای شیعیان زهرا! ای آزادگان عالم! به دختر رسول خدا اقتدا کنید! در دفاع از مظلومیت مهدی فاطمه (ع) در مقابل همه غاصبان ولایت و حرامیان تکفیری، در سراسر جهان بپا خیزید، پرچم ولایت فقیه را برای رسیدن به دست امام مظلوم منجی، تا پای جان پاس بدارید و برای آمدن آن منجی مظلوم حقیقتاً همچون مادرش زهرا س، تلاش کنید. نشستن و در انتظار برقراری و استقرار ولایت بودن راه و مرام فاطمه (س) نیست. باید جان فدا کنید تا ولایت فرزند فاطمه، در جهان مستقر شود! جانهایتان را برای فدا کردن آماده کنید!
مادر هستی، ببخش ما را که نهایت حضورت برایمان، بقدر فاطمیه است و وسعت فاطمه کجا و گنجایش فاطمیه کجا؟ عذر ما را بپذیر که آنقدر دیر و کم به شما سر میزنیم که دیگر کار از کار گذشته و این، تبق تبق حیاست که از خیابانهای شهر جمع میکنیم. ببخش ما را که بخاطر بهشت بازیهای کوچکمان، هیچ وقت نفهمیدیم که چرا هر وقت رسول خدا، مشتاق بهشت میشد، شما را میبویید.
کربلا یعنی که یار رهبری/